دانلود پایان نامه های دانشگاه ها

دانلود متن کامل با فرمت ورد- پایان نامه های دانشگاه ها

دانلود پایان نامه های دانشگاه ها

دانلود متن کامل با فرمت ورد- پایان نامه های دانشگاه ها

دانلود متن کامل با فرمت ورد- پایان نامه های دانشگاه ها
همه رشته ها : مدیریت حقوق روانشناسی حسابداری برق عمران کامپیوتر روانشناسی حسابداری مدیریت ادبیات تاریخ فلسفه فقه الهیات

کلمات کلیدی

آخرین مطالب

۹۶۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی برق الکترونیک گرایش قدرت

با عنوان :مدیریت بر شرایط گذرای میکروگرید ها، چالش ها و راهکارها

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

مدیریت بر شرایط گذرای میکروگرید ها، چالش ها و راهکارها

Transient management of microgrids, challenges and strategies

 

 

 

 

استاد راهنما

دکتر ابراهیم فرجاه

 

 

 

مهر 1391

 

 

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چکیده

 

مدیریت بر شرایط گذرای میکروگرید ها، چالش ها و راهکارها

Transient management of microgrids, challenges and strategies

 

به کوشش

تیمور قنبری هاشم آبادی

 

این تحقیق به بررسی شرایط گذرای میکروگریدها اختصاص یافته است. شرایط مورد نظر مشتمل بر گذراهای مربوط به تغییر وضعیت میکروگرید بصورت عادی و غیر عادی است. راهکارها و چالشهای پیش رو در اجرای یک مدیریت مطلوب بر شرایط گذرای میکروگریدها مورد مطالعه قرار گرفته است.

ویژگیهای ذاتی اجزای یک میکروگرید از جمله حساس بودن برخی بارها و نیز ظرفیت پایین واحدهای DG آن، اهمیت حفظ کیفیت توان در سطح مطلوب و تعامل صحیح با شبکه اصلی را در شرایط گذرا مشخص می سازد. در صورتی که پدیدهای گذرا بسرعت تشخیص داده شده و از همان لحظات ابتدایی مدیریت صحیحی برای کاهش اثرات آنها صورت گیرد، بنظر می رسد که هم فرونشاندن آنها راحتتر صورت گرفته و هم اجزای میکروگرید کمترین تاثیر را از این شرایط خواهند پذیرفت. در واقع در یک میکروگرید هر گونه تغییر کوچک در ولتاژ نقاط مختلف شبکه، ممکن است با اضافه جریانهای قابل ملاحظه ای همراه شود. هر عملکرد غیر صحیح از جانب تجهیزات حفاظتی شبکه سبب وخیم تر شدن اوضاع و اضافه جریان بیشتر می شود. هدف اصلی این پایان نامه مطالعه در مورد اعمال یک مدیریت صحیح بر سیکلهای اولیه هر پدیده گذرا مبتنی بر سناریوهای از پیش تعیین شده می باشد، بنحوی که اجازه ندهیم بخشهای حساس شبکه تحت تاثیر این وقایع قرار گیرند. برای این کار دو تکنیک بکار گرفته می شود. در روش اول با تشخیص سریع وقوع و نوع پدیده گذرا، بهترین استراتژی مدیریتی از پیش تعیین شده در شبکه پیاده سازی می شود. در روش دوم با نصب تجهیزات مناسب در مکانهایی از شبکه که احتمال پدیده گذرا در آنها زیاد است، از شرایط حاد پدیده گذرا جلوگیری می شود. این روش شامل استفاده از تجهیزاتی برای جلوگیری اساسی از وقوع پدیده های گذرا و یا بدست فرصت کافی (By some time) در مقابله با شرایط گذرا می باشد. یک روش سریع و مطمئن برای تشخیص و طبقه بندی پدیده های گذرا مبتنی بر فیلتر کالمن و شبکه عصبی ارائه شده است. بکارگیری محدود کننده های جریان خطا (FCL)[1] و مدار شکن های حالت جامد (SSCB)[2] و برخی دیگر از تجهیزات مشابه در مدیریت بر شرایط گذرای میکروگریدها نشان داده شده و توانمندیهای آنها در فرونشاندن پدیده های گذرا بصورت محلی و کلی در میکروگرید بررسی شده است.

 

 

 

فهرست مطالب

 

عنوان                                         صفحه

 

پیشگفتار ز

چکیده ح

فهرست مطالب ط

فهرست جداول ل

فهرست اشکال م

 

فصل اول: مقدمه

1-1- آشنایی با ساختارهای جدید در شبکه های قدرت 2

1-1-1- تولیدات پراکنده 3

1-1-2- میکروگریدها 6

1-1-3- شبکه های هوشمند 10

1-2- مدیریت بر میکروگریدها 11

1-2- 1- مبانی کلی مدیریت بر میکروگریدها 12

1-2-2- مدیریت اولیه بر شرایط گذرای میکروگریدها 13

1-2-3- تعدادی از مهمترین وقایع گذرای میکروگریدها 14

1-2-3-1- خطاها 15

1-2-3-2- جزیره ای شدن 15

1-2-3-3- مغناطیس شدن ترانسفورمر 17

1-2-3-4-کلید زنی خازن 18

1-2 -4- روشهای تشخیص و طبقه بندی وقایع گذرا 18

1-2 -5- بررسی تعدادی از تجهیزات مناسب برای مقابله با شرایط گذرا 20

1-2-5-1- واسطه های الکترونیک قدرت 22

1-2-5-2- محدود کننده های جریان خطا 25

1-2-5-3- کلیدهای استاتیکی 26

1-2-5-4- ادوات DFACT 27

 

عنوان                                         صفحه

 

1-3- انگیزه اصلی تحقیق 28

1-4- چهارچوب تحقیق 28

 

فصل دوم: تشخیص و طبقه بندی وقایع گذرا در میکروگرید

2-1- تشخیص و طبقه بندی Real time وقایع در یک میکروگرید 31

2-2- مروری بر روشهای پیشنهادی 32

2-3- روش پیشنهاد شده در این تحقیق 34

2-3-1- محاسبه مدال 34

2-3-1- تخمین فرکانس 35

2-3-1- فیلترینگ کالمن 35

2-3-1- بیان ریاضی ORBFNN 38

2-4- مطالعه موردی و متدولوژی تکنیک 42

2-5- نتایج شبیه سازی 43

2-6- نتیجه گیری 47

 

فصل سوم: معرفی چند وسیله مناسب برای مدیریت بر شرایط گذرا و مدیریت اولیه بر چندین پدیده گذرای مهم بصورت محلی در میکروگریدها

3-1- تعدیل کننده، محدود کننده و قطع کننده جریان گذرا 49

3-1-1- قطع کننده جریان 49

3-1-2- تعدیل کننده جریان 53

3-1-2- محدود کننده جریان 56

3-2- خطاها 61

3-3- مغناطیس شدن ترانسفورمر 66

3-4- کلید زنی خازن 71

3-5- جزیره ای شدن 81

3-6- نتیجه گیری 93

 

فصل چهارم: مدیریت اولیه کلی بر پدیده های گذرا در میکروگریدها

4-1- جبران سازی سگ ولتاژ با استفاده از محدود کننده جریان خطا و DVR 95

عنوان                                         صفحه

 

4-1-1- تحلیل سگ ولتاژ در ساختار پیشنهادی برای شبکه 97

4-1-2- ملاحظات طراحی DVR 99

4-1-3- شبیه سازی و نتایج عملی 101

4-2- حفظ هماهنگی حفاظتی شبکه و بهبود کیفیت توان میکروگرید در وضعیت اتصال میکروگرید به شبکه اصلی 105

4-2-1- تاثیر UFCL بر کیفیت توان میکروگرید و هماهنگی حفاظتی شبکه 109

4-2-2- نتایج عددی 112

4-2-3- الگوریتم تشخیص جهت جریان خطا 116

4-3- مدیریت گذرای یک میکروگرید توسط یک سیستم چند عاملی از محدود کننده های جریان خطا 121

4-1-1- طرح مبانی روش پیشنهادی 124

4-1-2- ارزیابی روش پیشنهادی 129

4-4- نتیجه گیری 133

 

فصل پنجم: جمع بندی و پیشنهادات

5-1-نتیجه گیری 136

5-2-پیشنهادات برای تحقیقات آینده 137

 

فهرست منابع و مآخذ 139

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۴۵
admin admin

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی برق الکترونیک گرایش قدرت

با عنوان :مشارکت جایگاه شارژ خودروهای الکتریکی در کنترل فرکانس ریز شبکه در حالت جزیره ای

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

پایان نامه

مقطع کارشناسی ارشد

رشته: مهندسی برق قدرت

موضوع:

مشارکت جایگاه شارژ خودروهای الکتریکی در کنترل فرکانس ریز شبکه در حالت جزیره ای

استاد راهنما:

دکتر خلیل گرگانی فیروزجاه

استاد مشاور:

مهندس عماد صمدایی

 

     

تابستان 1393

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چکیده:

خورشید یک منبع عظیم انرژی محسوب می شود و با توجه به کاهش هزینه­های ساخت سلول­های خورشیدی در طول زمان، استفاده از سیستم­های فتوولتائیک جهت تولید برق به عنوان یکی از منابع تولید پراکنده مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.

در این پایان نامه، به ارائه یک سیستم کنترلی مناسب جهت مدیریت انرژی در سیستم تولید پراکنده هیبرید متشکل از سیستم فتوولتائیک، دیزل ژنراتور، ذخیره سازی انرژی در باتری خودرو الکتریکی پرداخته شده است. در این تحقیق، سیستم فتولتائیک و باتری خودرو الکتریکی به عنوان منابع اصلی انرژی تحویل دهنده به شبکه می باشند و دیزل ژنراتور به عنوان سیستم پشتیبان مورد استفاده قرار می­گیرد.

ابتدا به مدل سازی دینامیکی مناسب از اجزای این سیستم ها مبادرت شده و سپس سیستم کنترلی پیشنهاد شده که مبتنی بر مدل فازی می­باشد ارائه می­گردد. این استراتژی پیشنهادی با کنترل کننده کلاسیک مقایسه می­گردد. میزان مقاوم بودن استراتژی پیشنهادی در برابر تغییرات بار بررسی و در محیط نرم افزار متلب شبیه سازی گردیده است و نتایج مرتبط تحلیل شده است.

در بخش نتایج مشاهده می شود که سیستم­های کنترلی، قادر به جبران سازی و مدیریت توان در برابر تغییرات ناگهانی بار می باشند و سیستم در تامین تقاضای بار با مشکل مواجه نمی­گردد. در این میان مشاهده می­گردد که استراتژی پیشنهادی که مبتنی بر مدل فازی بوده دارای عملکرد بهتری نسبت به کنترل کننده کلاسیک می­باشد.

 

واژه های کلیدی:

خودرو الکتریکی، فتوولتائیک، کنترل فرکانس، منطق فازی

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                          صفحه

       فصل اول: مقدمه و کلیات تحقیق

1-1 مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………… 2

1-2 تعریف مسأله …………………………………………………………………………………………………………. 3

1-3 پیشینه تحقیق …………………………………………………………………………………………………………. 4

1-4 سوالات اصلی تحقیق ……………………………………………………………………………………………… 6

1-5 اهداف …………………………………………………………………………………………………………………. 6

1-6 ضرورت و اهداف پژوهش ………………………………………………………………………………………. 7

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………. 10

2-2 ریز شبکه …………………………………………………………………………………………………………….. 10

2-3 تولیدات پراکنده …………………………………………………………………………………………………… 10

2-3-1 تعریف تولیدات پراکنده …………………………………………………………………………………….. 10

2-3-2 مزایای تولیدات پراکنده ……………………………………………………………………………………… 11

2-3-3 بهره برداری از واحدهای تولید پراکنده …………………………………………………………………. 11

2-3-4 انواع تولیدات پراکنده ………………………………………………………………………………………. 13

2-4 سیستم هیبرید ………………………………………………………………………………………………………. 13

2-4-1 مزایای ریز شبکه و چالش های سیستم هیبریدی ……………………………………………………… 14

2-5 سیستم فتوولتائیک ………………………………………………………………………………………………… 15

2-5-1 تبدیل انرژی خورشیدی به الکتریکی در سیستم فتوولتائیک ……………………………………… 15

2-6 روش های کاربرد سیستم های برق خورشیدی …………………………………………………………….21

2-6-1 متصل به شبکه سراسری برق ……………………………………………………………………………….21

2-6-2 مستقل از شبکه سراسری برق ……………………………………………………………………………….23

2-7 مدل پنل خورشیدی ……………………………………………………………………………………………….24

2-7-1 بررسی روش های دنبال کننده ماکزیمم توان…………………………………………………………..26

2-8 دیزل ژنراتور ……………………………………………………………………………………………………….30

2-9 وسایل ذخیره انرژی ………………………………………………………………………………………………31

2-10 خودرو الکتریکی ……………………………………………………………………………………………….33

2-10-1 تعریف و معرفی انواع خودروهای الکتریکی ………………………………………………………..33

2-10-2 تعریف V2G و کابردهای آن ……………………………………………………………………………35

2-10-3 فرصت ها و چالش­های اتصال خودرو الکتریکی به شبکه………………………………………..38

2-10-4 روش های مدل سازی باتری …………………………………………………………………………….39

2-11 سیستم کنترل فازی ……………………………………………………………………………………………. 44

2-11-1 مقدمه فازی …………………………………………………………………………………………………. 44

2-11-2 سیستم های فازی …………………………………………………………………………………………. 45

2-11-3 ساختار یک کنترل کننده فازی ………………………………………………………………………. 48

فصل سوم: روش تحقیق

3-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………..53

3-2 ساختار سیستم پیشنهادی………………………………………………………………………………………..53

3-3 کنترل کننده PI …………………………………………………………………………………………………..54

3-4 کنترل کننده فازی-کلاسیک ……………………………………………………………………………… 58

فصل چهارم: محاسبات و یافته های تحقیق

4-1 مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………….63

4-2 شبیه سازی پنل خورشیدی ……………………………………………………………………………………63

4-3 سیستم پیشنهادی………………………………………………………………………………………………….66

4-4 نتایج شبیه سازی …………………………………………………………………………………………………66

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1 نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………………….75

5-2 پیشنهادات …………………………………………………………………………………………………………76

مراجع ………………………………………………………………………………………………77

ضمیمه ………………………………………………………………………………………………82

چکیده انگلیسی …………………………………………………………………………………..83

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جدول­ها

عنوان                                          صفحه

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 عملکرد روش کنترلی P&O ………………………………………………………………………………………27

2-2 مشخصات توابع انتقال دیزل ژنراتور …………………………………………………………………………….31

فصل سوم: روش تحقیق

3-1 اثرات افزایش پارامتر به طور مستقل …………………………………………………………………………… 56

3-2 پایگاه قواعد کنترل کننده فازی ………………………………………………………………………………….61

3-3 معرفی پارامترهای پایگاه قواعد کنترل­کننده فازی ………………………………………………………….61

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست شکل ها

عنوان                                          صفحه

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 بخش های اصلی یک سیستم فتوولتائیک ……………………………………………………………………..16

2-2 آرایه، پنل، ماژول و سلول فتوولتائیک …………………………………………………………………………17

2-3 بلوک دیاگرام یک سیستم PV با بار AC و DC ……………………………………………………………..18

2-4 مراحل اصلی در طراحی یک سیستم فتوولتائیک……………………………………………………………20

2-5 نمای کلی یک سیستم متصل به شبکه …………………………………………………………………………21

2-6 نمای کلی یک سیستم جدا از شبکه ……………………………………………………………………………23

2-7 مدار معادل پنل خورشیدی ……………………………………………………………………………………….25

2-8 سیستم کنترل اغتشاش و مشاهده ……………………………………………………………………………….27

2-9 عملکرد روش P&O در شرایط تغییرات جوی………………………………………………………………28

2-10 الگوریتم روش اغتشاش و مشاهده……………………………………………………………………………29

2-12 مدل ساده دیزل ژنراتور………………………………………………………………………………………….30

2-13 بلوک دیاگرام از مدل باتری ………………………………………………………………………………….32

2-14 بلوک دیاگرام خودروی الکتریکی برای کنترل فرکانس………………………………………………………43

2-15 یک کنترل کننده دمای ساده…………………………………………………………………………………………………46

2-16 نمایش بلوکی استفاده از کنترل کننده فازی به صورت مستقیم……………………………………………..48

2-17 بلوک دیاگرام ساختار کنترل کننده فازی…………………………………………………………………………….48

2-18 تابع تعلق تک مقداری و تابع تعلق مثلثی…………………………………………………………………..49

فصل سوم: روش تحقیق

3-1 بلوک دیاگرام سیستم توان هیبریدی پیشنهادی…………………………………………………………….54

3-2 بلوک دیاگرام کنترل کننده PI ………………………………………………………………………………..56

3-3 بار پله­ای ……………………………………………………………………………………………………………..57

3-7 سیستم فرمان توسط کنترل کننده فازی-کلاسیک………………………………………………………. 58

3-8 توابع عضویت ورودی اول کنترل کننده فازی ………………………………………………………….59

3-9 توابع عضویت ورودی دوم کنترل کننده فازی …………………………………………………………59

3-10 توابع عضویت خروجی کنترل کننده فازی ……………………………………………………………60

فصل چهارم: محاسبات و یافته های تحقیق

4-1 بلوک دیاگرام پنل خورشیدی با توجه به دما و تابش خورشید…………………………………….63

4-2 منحنی مشخصه ولتاژ- جریان پنل خورشیدی ………………………………………………………….64

4-3 منحنی مشخصه ولتاژ- توان پنل خورشیدی …………………………………………………………….64

4-4 منحنی ولتاژ- جریان پنل خورشیدی در تابش های متفاوت………………………………………..65

4-5 منحنی ولتاژ- توان پنل خورشیدی در تابش های متفاوت…………………………………………..65

4-6 بلوک دیاگرام سیستم توان هیبریدی پیشنهادی………………………………………………………..66

4-7 بار پله­ای …………………………………………………………………………………………………………67

4-7 بلوک دیاگرام از سناریوهای مختلف از سیستم پیشنهادی …………………………………………67

4-8 توان خروجی سیستم فتوولتائیک در سناریوی اول …………………………………………………..68

4-9 توان خروجی دیزل ژنراتور در سناریوی اول ………………………………………………………….69

4-10 انحراف فرکانس در سناریوی اول ……………………………………………………………………..69

4-11 توان خروجی سیستم فتوولتائیک در سناریوی دوم ………………………………………………..71

4-12 توان خروجی خودرو الکتریکی در سناریوی دوم …………………………………………………71

4-13 توان خروجی دیزل ژنراتور در سناریوی دوم ……………………………………………………….72

4-14 انحراف فرکانس در سناریوی دوم …………………………………………………………………….73

 

 

 

 


 

 

 

 

فصل اول

مقدمه و کلیات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1 مقدمه

پیامدهای محیطی، کمبود انرژی و نگرانی­های مربوط به بیشینه شدن مصرف سوخت های فسیلی موجب پیدایش رویکرد جالب توجهی به انواع مختلف منابع انرژی تجدید پذیر شده است. انرژی الکتریکی در زندگی بشر رایج ترین نوع انرژی است، ولی تولید آن اغلب از طریق سوخت­های فسیلی حاصل می آید که این ذخایر سوختی محدودیت­های بسیاری دارند [1]. این محدودیت­ها سبب شده تا تمایلات جدید به سمت تکنولوژی های تولید توان تجدیدپذیر از قبیل باد، خورشید و … جلب شود.

خورشید یکی از منابع مهم انرژی است که باید به آن روی آورده زیرا به فن آوری­های پیشرفته و پرهزینه نیاز نداشته و می تواند به عنوان یک منبع مفید و تامین کننده انرژی در اکثر نقاط جهان به کار گرفته شود. به علاوه استفاده از آن بر خلاف انرژی هسته­ای، خطر و اثرات نامطلوبی از خود باقی نمی­گذارد و برای کشورهایی که فاقد منابع انرژی زیرزمینی هستند، مناسب ترین راه برای دستیابی به نیرو و رشد و توسعه اقتصادی می باشد.

فن آوری ساده، آلوده نشدن هوا و محیط زیست و از همه مهم تر ذخیره شدن سوخت های فسیلی برای آیندگان یا تبدیل آن­ها به مواد و مصنوعات پر ارزش پتروشیمی، از عمده دلایلی هستند که لزوم استفاده از انرژی خورشیدی را برای صنعت و بطور خاص؛ برق، آشکار می سازند. مزیت نیروگاه خورشیدی برآن است که به یک بار هزینه راه اندازی و نصب نیاز داشته و انرژی رایگان، با هزینه اندک تعمیرات ونگهداری به شبکه تا مدت طولانی تحویل می­دهد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۳۹
admin admin

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی برق الکترونیک گرایش قدرت

با عنوان :مقایسه عملکرد ژنراتورهای -DFIG-  و -PMSG-  در سیستم توربین بادی با در نظر گرفتن -MPPT-

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

رشته : مهندسی برق قدرت

 

عنوان/موضوع : مقایسه عملکرد ژنراتورهای -DFIG- و -PMSG- در سیستم توربین بادی با در نظر گرفتن -MPPT-

 

استاد راهنما : دکتر عبدالرضا شیخ‌الاسلامی

 

استاد مشاور : مهندس عماد صمدایی

 

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

 

چکیده

انرژی بادی در جهان امروز، اهمیت ویژه­ای در تولید انرژی دارد. زیرا این انرژی دوستدار محیط زیست بوده و هیچ نوع آلودگی به غیر از آلودگی صوتی بر جای نمی‌گذارد. در ده سال اخیر استفاده از سیستم توربین بادی سرعت متغیر، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، به این دلیل که این توربین‌های بادی دارای قابلیت کنترل پذیری، دارای راندمان بالاتر و همچنین دارای کیفیت توان بهتری نیز می‌باشند. در این پایان نامه مدل­های جداگانه­ای از ژنراتور القائی از دو سو تغذیه (DFIG[1]) و ژنراتور سنکرون مغناطیس دائم ([2]PMSG) در اتصال به شبکه ارائه شده است که در آن مدل توربین بادی و مدل دو ژنراتور سرعت متغیر و مدل شبکه مورد مطالعه در نظر گرفته شده است. هدف این پایان نامه مقایسه عملکرد ژنراتور القائی از دو سو تغذیه و ژنراتور سنکرون مغناطیس دائم و مقادیر این دو ژنراتور و شبکه از قبیل سرعت، گشتاور، ولتاژ و جریان و دینامیک در موقع تغییرات سرعت باد و همچنین در موقع بروز خطا در شبکه است. این دو ژنراتور از طریق کانورتر پشت به پشت[3] با ([4]IGBT) و مدولاسیون پهنای باند ([5]PWM) به یک شبکه سه فاز متصل می‌شوند که یکی برای کانورتر طرف شبکه و دیگری برای کانورتر طرف ژنراتور است. برای کنترل کانورتر طرف شبکه از روش کنترل برداری (VOC[6]) و برای کنترل کانورتر طرف ژنراتور از روش کنترل برداری ([7]FOC) استفاده شده است. برای به دست آوردن حداکثر توان در سرعت‌های کمتر باد از روش ردیابی ماکسیمم توان ([8]MPPT) استفاده شده است. نتایج شبیه سازی با استفاده از نرم افزار متلب در محیط سیمولینک به دست آمده و نشان می‌دهد که سرعت عملکرد ژنراتور سنکرون بهتر از ژنراتور القائی بوده، به ­طوری­ که ژنراتور سنکرون در زمان 0.1 ثانیه و ژنراتور القائی در زمان 0.7 ثانیه، به حالت نرمال خود می­رسد.

واژه‌های کلیدی: توربین‌های بادی سرعت متغیر، ژنراتور القائی از دو سو تغذیه (DFIG)، ژنراتور سنکرون مغناطیس دائم (PMSG)، روش کنترل برداری ولتاژ هم راستا (VOC)، روش کنترل برداری میدان هم راستا (FOC)، ردیابی ماکسیمم توان (MPPT)

 

 

 

 

فهرست مطالب

 

فصل اول-.. مقدمه. 2

1-1-………………………………………………………………………………………… مقدمه 2

1-2-. آمار نیروگاه بادی نصب شده در ایران و جهان 2

1-3-…………………………………………………………………………. کلیات تحقیق 5

1-4-……………………………………………………………………. هدف پایاننامه 6

فصل دوم-   انرژی بادی و روابط حاکم بر توربین بادی و انواع ژنراتورهای توربین        بادی و روابط آنها و انواع روشهای کنترل. 9

2-1-………………………………………………………………………………………… مقدمه 9

2-2-………………………….. معادلات پایه مربوط به انرژی باد 10

2-3-………………………………. محاسبه‌ی توان استخراجی از باد 11

2-4-…………………………………………… محاسبه‌ی ضریب توان روتور 15

2-5- انواع ساختارهای توربین بادی 15

2-5-1- توربین‌های بادی سرعت ثابت با راه‌انداز نرم 16

2-5-2-……………………………….. توربین‌های بادی سرعت متغیر 17

2-5-2-1- ژنراتور القائی از دو سو تغذیه…………………………………………………………………………18

2-5-2-2- ژنراتور سنکرون………………………………………………………………………………………………20

2-6-…………… مقایسه ژنراتور های به‌کاررفته در صنعت 22

2-7-………… مدلسازی ژنراتور القائی از دو سو تغذیه 24

2-7-1- مدل قاب مرجع سنکرون برای ژنراتور القائی از دو سو تغذیه 24

2-8-……………… مدلسازی ژنراتور سنکرون مغناطیس دائم 30

2-8-1- مدل قاب مرجع سنکرون برای ماشین سنکرون مغناطیس دائم 30

2-9-    روشهای کنترل کانورتر طرف ژنراتور القائی از دو سو تغذیه و ژنراتور سنکرون                  مغناطیس دائم و کانورتر طرف شبکه 34

2-9-1- کنترل کانورتر طرف ژنراتور القائی از دو سو تغذیه 34

2-9-2- کنترل کانورتر طرف ژنراتور سنکرون مغناطیس دائم 35

2-9-3-………………………………………. کنترل کانورتر طرف شبکه 36

2-9-4-….. روش کنترل ردیابی ماکسیمم توان (MPPT) 37

2-10-محدودیتهای شبکه در موقع بروز خطا در شبکه 37

2-11-نتیجه­گیری 38

فصل سوم-. اعمال کنترل بر روی کانورتر طرف شبکه و کانورتر طرف ژنراتور و روش    کنترل ردیابی ماکسیمم توان. 41

3-1-………………………………………………………………………………………… مقدمه 41

3-2-…………………….. روش‌های کنترل برای سیستم مورد نظر 41

3-2-1- اعمال کنترل ولتاژ جهتدار (VOC) برای کنترل کانورتر طرف شبکه 41

3-2-2- ایجاد سیگنال مدولاسیون برای کلید زنی PWM. 46

3-2-3-          اعمال کنترل میدان جهت دار (FOC) برای کانورتر طرف ژنراتور القائی از دو            سوتغذیه…………………………………………………………………………………………………………………………..49

3-2-4-    روش کنترل ردیابی ماکسیمم توان (MPPT) برای کانورتر طرف ژنراتور القائی          از دو سو تغذیه 54

3-2-5-          اعمال کنترل میدان جهت دار (FOC) برای کانورتر طرف ژنراتور سنکرون              مغناطیس دائم………………………………………………………………………………………………………………….56

3-2-6- روش کنترل ردیابی ماکسیمم توان (MPPT) برای کانورتر طرف ژنراتور                سنکرون مغناطیس دائم 59

فصل چهارم-نتایج شبیه­سازی. 62

4-1-………………………………………………………………………………………… مقدمه 62

4-2- بررسی عملکرد سیستم در موقع تغییرات سرعت باد 62

4-2-1- عملکرد ژنراتور سنکرون مغناطیس دائم در موقع تغییرات سرعت باد 64

4-2-2- عملکرد ژنراتور القائی از دو سو تغذیه در موقع تغییرات سرعت باد 71

4-2-3- بررسی شبکه مورد مطالعه در موقع تغییرات سرعت باد 77

4-3- بررسی عملکرد سیستم در موقع بروز خطای سه فاز در شبکه 79

4-3-1- بررسی عملکرد ژنراتور سنکرون مغناطیس دائم در موقع بروز خطا 81

4-3-2- بررسی عملکرد ژنراتور القائی از دو سو تغذیه در موقع بروز خطا 83

4-3-3- بررسی شبکه مورد مطالعه در موقع بروز خطا 86

فصل پنجم-نتیجه گیری و پیشنهاد ادامه کار. 89

5-1-……………………………………………………………………………. نتیجه گیری 89

5-2-……………………………………………………………………………… پیشنهادات 90

……………… منابع و مآخذ 92

چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………….97

 

 

 

 

       فهرست جداول

 

جدول ‏1‑1: ظرفیت نصب شده در نیروگاه منجیل و رودبار 4

جدول ‏1‑2: ظرفیت نصب شده نیروگاه بینالود 4

جدول ‏2‑1: مزایا و معایب انواع ژنراتورها 23

جدول ‏4‑1: پارامتر های توربین بادی مورد مطالعه 64

جدول ‏4‑2: پارامتر ژنراتور سنکرون مغناطیس دائم مورد مطالعه 70

جدول ‏4‑3: پارامتر ژنراتور القائی از دو سو تغذیه مورد مطالعه 76

جدول ‏4‑4: پارامترهای شبکه مورد مطالعه 77

جدول ‏5‑1: مقایسه کلی مابین ژنراتور سنکرون و ژنراتور القائی 90

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۳۹
admin admin

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی برق الکترونیک گرایش کنترل

با عنوان :استخراج روغن پسته¬ی کوهی(Pistacia atlantica) با کمک امواج فراصوت و بررسی ویژگی¬های فیزیکوشیمیایی و آنتی¬اکسیدانی آن

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

طراحی و اعمال روش‏های مدلسازی و کنترلی پیشرفته چند ورودی چند خروجی روی کنترل‏کننده قابل برنامه‏ریزی (PLC)

 

 

استاد راهنما

دکتر سید علی اکبر صفوی

 

 

بهمن ماه 1393

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چکیده

طراحی و اعمال روش های مدلسازی وکنترلی پیشرفته چند ورودی چند خروجی روی PLC

توسط

ریحانه مختارنامه

امروزه در اکثر صنایع از کنترل‏کننده‏های قابل برنامه‏ریزی (PLC) به علت مزایای زیاد آن‏ها استفاده می‏شود. PLC های اولیه برای یک کنترل ساده منطقی طراحی گردیده و معمولا اجرای کنترل پیوسته ساده نیز با PLC های قدیمی امکان‏پذیر نیست و حتی در نوع پیشرفته‏ی آن‏ها نیاز به کارت‏ها و ماژول‏های اضافه می‏باشد. از طرفی تقاضا برای کنترل و مدلسازی پیشرفته برای بهبود محصولات در صنایع افزایش پیدا کرده است. بنابراین ارتقاء و بهینه‏سازی شیوه‏های کنترلی PLC ها، یکی از موضوعات قابل بحث از نظر پیاده­سازی و صرف هزینه در صنایع خواهد بود. در این پایان نامه یکی از روش­های کنترلی جدید و مناسب نسبت به کنترل‏کننده‏های سنتی به نام کنترل مدل پیش‏بین، به منظور ارتقا قابلیت کنترلی PLC موجود طراحی و پیاده‏سازی شده است. در این پایان‏نامه دو موضوع جدید دنبال شده است. در گام اول، یک فرآیند به صورت دو ورودی-دو خروجی(MIMO) با تکمیل تجهیزات طراحی گردیده و برای این فرآیند دو متغیره نیمه صنعتی کنترل دما و سطح متصل به PLC-S7-300، پیاده‏سازی صورت گرفته است. از آنجا که PLC موجود از لحاظ قدرت پردازشی و حجم حافظه موجود در دسته PLC های متوسط قرار دارد و از طرف دیگر فرآیند مورد بررسی یک فرآیند چند متغیره می‏باشد، پیاده‏سازی روش کنترل مدل پیش‏بین روی این PLC، با ساده‏سازی‏های ابتکاری و مهندسی امکان پذیر شده است. لازم به ذکر است که پیچیدگی محاسباتی روش کنترل مدل پیش‏بین برای حالت چند متغیره بسیار بیشتر از حالت تک متغیره می‏باشد. در گام دوم تنظیم پارامترهای MPC به صورت تحلیلی بررسی می‏شود و سپس روی فرآیند واقعی اعمال خواهد شد. لازم به یادآوری است که در تحقیقات قابل دسترس جهانی تاکنون گزارشی از کار مشابه این پایان نامه یافت نشده است. نتایج پیاده‏سازی‏ها، موفقیت و کارآمدی روش‏های پیشنهادی را به خوبی نشان می‏دهد.

 

 

فهرست مطالب

 

 

عنوان                                                                                                               صفحه

فصل اول 1

1- مقدمه 2

1-1- کنترل‏کننده‏های قابل برنامه‏ریزی (PLC) 2

1-2- ارتقاء و اعمال روش‏های کنترلی پیشرفته روی PLC ها 3

1-3- هدف تحقیق 4

1-4- ساختار پایان‏نامه 5

فصل دوم 6

2- کنترل‏کننده‏ی قابل برنامه‏ریزی (PLC) 7

2-1- تاریخچه PLC 7

2-2- سخت افزار PLC 10

2-3- انواع PLC ها 14

2-4- مزایای استفاده از PLC ها 15

2-4-1- انعطاف‏پذیری 15

2-4-2- تغییر در منطق برنامه و عیب‏یابی ساده 15

2-4-3- در اختیار گذاشتن تعداد بسیار زیاد کنتاکتها 16

2-4-4- هزینه کمتر 16

2-4-5- قابلیت اجرای آزمایشی برنامه ایجاد شده قبل از اعمال به سیستم 16

2-4-6- نظارت عینی 16

2-4-7- سرعت عمل 17

2-4-8- روش برنامه‏نویسی نردبانی 17

2-4-9- قابلیت اطمینان و نگهداری 17

2-4-10- مستند سازی 18

2-4-11- امنیت 18

2-5- استاندارد IEC 1131-3 18

2-6- روش‏های ارتقاء قابلیت کنترلی PLC ها 20

فصل سوم 23

3- مروری بر فعالیت‏های پیشین 24

3-1- مقدمه 24

3-2- پیاده‏سازی روش کنترل مدل پیش بین روی PLC 24

فصل چهارم 29

4- روش کنترل مدل پیش‏بین (MPC) 30

4-1- مقدمه 30

4-2- توصیف روش کنترل مدل پیش‏بین 32

4-2-1- مدل پیش‏بینی شده 32

4-2-2- تابع هدف 33

4-2-3- به دست آوردن قانون کنترل 33

4-3- مزایا و معایب روش کنترل مدل پیش‏بین 34

4-4- روش کنترل مدل پیش‏بین تعمیم‏یافته برای فرآیندهای تک متغیره 36

4-4-1- مقدمه 36

4-4-2- فرمول بندی کنترل پیش‏بین تعمیم یافته 37

4-5- کنترل پیش بین تعمیم‏یافته صنعتی برای فرآیندهای تک متغیره 41

4-5-1 مدل فرآیند 41

4-5-2 محاسبه پارامترهای کنترلی 45

4-6- روش کنترل پیش‏بین تعمیم‏یافته صنعتی برای فرآیندهای دارای خاصیت انتگرال‏گیر 47

4-6-1- محاسبه قانون کنترل 48

4-6-2- پارامترهای کنترل 49

4-7- معرفی روش کنترل مدل پیش‏بین تعمیم‏یافته برای فرآیند چند‏متغیره 51

4-7-1- GPC چندمتغیره 52

4-7-2- فرمول‏بندی کنترل مدل پیش‏بین تعمیم‏یافته 53

فصل پنجم 57

5- روش کنترل پیش‏بین تعمیم‏یافته صنعتی برای فرآیندهای چندمتغیره 56

5-1- مقدمه 56

5-2- فرمول‏بندی کنترل مدل پیش‏بین تعمیم‏یافته صنعتی چندمتغیره 57

5-3- روش پیشنهادی برای محاسبه پارامترهای کنترل‏کننده 64

5-3-1- معرفی شبکه‏های عصبی مصنوعی (ANN) 65

5-3-1-1- اجزای اصلی یک شبکه عصبی مصنوعی 65

5-3-1-2-1- مدل پرسپترون 67

5-3-2- استفاده از شبکه عصبی مصنوعی برای محاسبه پارامترهای کنترل‏کننده IGPC 70

فصل ششم 75

6- طراحی فرآیند دو متغیره و سخت‏افزار فرآیند مورد مطالعه 84

6-1- مقدمه 84

6-2- اینورتر و کاربردهای آن 85

6-3- مزایا و کاربرد اینورترها 86

6-4- اینورتر مدل C2000 برای پمپ رفت آب 88

6-5- اینورتر مدل VFD-B برای کنترل سرعت پمپ آب برگشت 89

6-6- سخت‏افزار سیستم 91

6-6-1- کنترل‏کننده قابل برنامه‏ریزی و ماژول‏های آن 93

6-6-1-1- پردازنده PLC 93

6-6-1-2- ماژول ‏ورودی آنالوگ 95

6-6-1-2-1- عملکرد ماژول‏های آنالوگ ورودی 96

6-6-1-3- ماژول آنالوگ خروجی 97

6-6-1-4- کارت شبکه 97

6-7- سایر اجزای سخت‏افزاری فرآیند مورد مطالعه 98

6-7-1- شیر برقی 98

6-7-2- سنسور دما از نوع RTD 98

6-7-3- سنسور فشار 100

6-8- نرم‏افزار سیستم و زبان برنامه‏نویسی 101

6-9- طراحی موج PWM برای اعمال به هیتر 102

فصل هفتم 104

7- پیاده‏سازی روش‏های کنترل مدل پیش‏بین روی PLC 97

7-1- مقدمه 97

7-2- پیاده‏سازی روش کنترل مدل پیش‏بین تعمیم‏یافته برای فرآیندهای دما و سطح…………………………………………………………………………………………………………..98

7-2-1- استخراج ماتریس‏های کنترلی روش GPC برای افق کنترل و پیش‏بین 6 98

7-2-2- پیاده‏سازی روش کنترل مدل پیش‏بین تعمیم‏یافته برای فرآیند حرارتی 101

7-2-3- پیاده‏سازی روش کنترل مدل پیش‏بین تعمیم‏یافته برای فرآیند سطح 107

7-3- پیاده‏سازی کنترل مدل پیش‏بین تعمیم‏یافته صنعتی 112

7-3-1- پیاده‏سازی کنترل مدل پیش‏بین تعمیم‏یافته صنعتی برای فرآیند حرارتی 112

7-3-2- پیاده‏سازی کنترل پیش‏بین تعمیم‏یافته صنعتی برای فرآیند سطح 114

7-4- طراحی و تنظیم پارامترهای کنترل‏کننده سنتی PID 117

7-4-1- ترم تناسبی کنترل‏کننده PID 117

7-4-2- ترم انتگرال‏گیر کنترل‏کننده PID 119

7-4-3- ترم مشتق‏گیر کنترل‏کننده PID 120

7-4-3-1- مشتق‏گیر با فیلتر 121

7-5- پیاده‏سازی کنترل‏کننده PID 122

7-5-1 پیاده‏سازی کنترل‏کننده PID برای فرآیند حرارتی 122

7-5-2- پیاده‏سازی کنترل‏کننده PID برای فرآیند سطح 125

7-6- پیاده‏سازی کنترل پیش‏بین تعمیم‏یافته صنعتی برای فرآیند دومتغیره 126

7-7- طراحی کنترل‏کننده PID همراه با جبرانساز برای فرآیند دو متغیره دما و سطح…………………………………………………………………………………………………………136

7-8- استفاده از مدل چندگانه در روش کنترل مدل پیش‏بین برای فرآیند چندمتغیره 140

فصل هشتم 145

8- جمع‏بندی و پیشنهادات 146

8-1- جمع‏بندی 146

8-2- پیشنهادات 148

منابع 149

پیوست‏ها 154

پیوست (الف) 154

پیوست (ب) 158

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۳۰
admin admin

3-3-1-1- روایی و پایایی مقیاس تجدید نظرشده‌ی هوش هیجانی

همسانی درونی پرسش‌های مقیاس تجدیدنظرشده‌ی هوش هیجانی برحسب ضریب آلفای کرونباخ برای کل آزمون 85/0 گزارش شده است (آستین و همکاران، 2004) که مشابه فرم اولیه آن است. در رابطه با زیر مقیاس‌‌ها، ضریب آلفای کرونباخ جهت زیر مقیاس‌ تنظیم هیجانی 78/0، بهره‌وری هیجانی 68/0 و در مورد ارزیابی هیجانی 76/0 به ‌دست ‌آمد که نشان‌دهنده افزایش پایایی درونی بهره‌وری هیجانی نسبت به فرم گذشته‌ی آن است. با این وجود در پایایی درونی بقیه زیرمقیاس‌ها تغییر محسوسی دیده نشد. روایی مقیاس هوش هیجانی تجدید نظرشده نیز با سنجش همبستگی آن با سازه‌های مرتبط، قابل قبول گزارش شده است (تجلی،1386).

در تحقیق تجلی (1386)، پایایی به روش بازآزمایی و به فاصله یک هفته با نمونه 31 نفری مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حاصل از محاسبه ضریب همبستگی در مورد کل مقیاس 83/0 و در مورد زیرمقیاس تنظیم هیجانی 70/0، بهره‌وری هیجانی64/0 و در مورد ارزیابی هیجانی 76/0 به‌دست آمد که نشانه‌ای از پایایی مطلوب مقیاس تجدیدنظر شده‌ی هوش هیجانی است. هم چنین ضریب آلفای کرونباخ در مورد کل مقیاس هوش هیجانی 82/0، در رابطه با تنظیم هیجانی 45/0، بهره‌وری هیجانی 40/0 و در مورد ارزیابی هیجانی 76/0 به‌دست آمد.

در پژوهش حاضر، مقیاس تجدید نظرشده‌ی هوش هیجانی تحلیل عاملی شد. با توجه به رویکرد کایزر[1](1960) معیار پذیرش هر مؤلفه به عنوان عامل مستخرج از مقیاس، برخورداری از ارزش ویژه حداقل برابر با عدد 1 مقرر گردید. نتایج حاصل از این تحلیل عاملی در جدول شماره 3-2 آمده است.

چنان که اطلاعات جدول 3-1 نشان می‌دهد، مقیاس تجدید نظرشده‌ی هوش هیجانی در میان دانش‌آموزان سوم راهنمایی از ساختاری دو عاملی برخوردار است. این عامل‌ها به تنظیم هیجان و ارزیابی هیجان موسوم شدند. مقادیر ارزش ویژه برای این عامل‌ها پس از اعمال چرخش واریمکس[2] برابر با 06/5 و 35/4 حاصل آمد که با توجه به معیار کایزر[3](1960) مؤلفه‌هایی معتبر برای این مقیاس به شمار آمد. این عوامل در مجموع، 77/24 درصد از واریانس نمرات مقیاس تجدید نظرشده هوش هیجانی را تبیین نمودند.

بارهای عاملی گویه‌های مربوط به عامل تنظیم هیجان از 32/0- تا 68/0 نوسان داشت. عامل ارزیابی هیجان گویه‌هایی با بار عاملی 24/0 تا 54/0 را در بر می‌گرفت. در خصوص تفاوت این نتایج با نتایج حاصل از اجرای نسخه‌ی اصلی مقیاس تجدید نظر شده‌ی هوش هیجانی (آستین و همکاران،2004) که نشان از وجود سه عامل داشت، می‌توان به تفاوت در سن آزمودنی‌ها اشاره نمود. همان‌گونه که در صفحه‌های قبلی ذکر شد، نسخه‌ی اصلی این مقیاس بر روی دانشجویان دانشگاه اجرا شده بود. در پژوهش‌های بعدی در فرهنگ ایرانی نیز تحلیل عاملی به عنوان روش احراز روائی سازه‌ای آن به کار برده نشد. پژوهش حاضر این ابزار را برای نخستین بار در فرهنگ ایرانی مورد تحلیل عاملی قرار داد و نتایج نشان داد که دانش‌آموزان ایرانی قادر به تشخیص دو عامل تنظیم و ابراز هیجانات خود می‌باشند.



[1]. Kaiser

[2]. Varimax rotation

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۴۷
admin admin

2-2-2- رابطه‌ی هوش هیجانی با مشکلات رفتاری برون‌ساز

در زمینه‌ی رابطه‌ی هوش هیجانی با مشکلات رفتاری بیرونی از جمله پرخاشگری و خشم پژوهش‌های متعددی صورت گرفته است که در ادامه به تعدادی از پژوهش‌های انجام گرفته در خارج از ایران پرداخته می‌شود.

هادلی و گراهام[1](1993) گزارش نمودند که کودکان پرخاشگر معمولاً در ارزیابی هیجان دیگران، درک دیدگاه طرف مقابل و کنترل خشم مشکل دارند. از سوی دیگر شولتز و براون[2](2003) با بررسی رابطه‌ی بیان هیجان و مدیریت هیجان با مشکلات رفتاری دانش‌آموزان 12 تا 15 ساله به نتیجه رسیدند که بین هوش هیجانی و رفتارهای کلاسی دانش‌آموزان و میزان پرخاشگری در آنها رابطه وجود دارد. نتایج این تحقیق نشان داد که هوش هیجانی می‌تواند بر تعدیل رفتارهای مخرب دانش‌آموزان در مدرسه تأثیر بسزایی داشته باشد.

هم چنین، در پژوهشی دیگر که به بررسی رابطه بین هوش هیجانی و رفتارهای مخرب بیرونی کودکان 10 ساله پرداخته شده است، دیان و همکاران[3](2006) به این نتیجه دست یافت که هوش هیجانی پایین منجر به رفتارهای مخرب برون‌ساز از جمله پرخاشگری، بزهکاری و تکرار رفتارهای مخرب قبلی می‌شود. به علاوه دانش‌آموزانی که نقص در مدیریت هیجانات خود دارند، رفتارهای ناسازگارانه‌ی بیشتری بروز می‌دهند و از راهبردهای ناسازگارانه در برخورد با موقعیت‌های هیجانی استفاده می‌کنند. یافته‌های بیشتری از این پژوهش نشان می‌دهد که مشکلات رفتاری برون‌ساز با هوش هیجانی پایین و ناتوانی در مدیریت استرس و سازگاری رابطه دارد. این یافته‌ها تأکید بر آن دارد که افراد با مشکلات رفتاری برون‌ساز ممکن است با کمبود همدلی، مسؤولیت‌پذیری، کنترل تکانه و مهارت‌های حل مسأله برای عملکرد اجتماعی موفق مواجه باشند.

مکلین و آرکانساس[4](2006) رابطه‌ی هوش هیجانی با رفتارهای مخرب و غیر مخرب را در میان دانش آموزان پسر ساله مورد بررسی قرار داده‌اند. در این تحقیق، دانش‌آموزان بر اساس ارزشیابی معلم به دو گروه تقسیم شدند و هوش هیجانی آنها ارزیابی شد. گروه اول، افرادی بودند که خودپنداره مثبت، بروز خشم به طور مناسب، حساس به احساسات دیگران، حس مشارکت و همکاری و روابط دوستانه با همسالان داشتند و گروه دوم دچار ویژگی‌هایی مانند خودپنداره منفی، بروز خشم به‌طور نا‌مناسب، پرخاشگری، رفتار مخرب، عدم روابط دوستانه، عدم حساسیت به احساسات دیگران بودند. محققین بعد از آزمونی که از دو گروه دانش‌آموزان به ‌عمل آوردند به این نتیجه رسیدند که نمرات هوش هیجانی دانش‌آموزان در گروه اول به طور معنادار بالاتر از نمرات گروه دوم است. به این صورت که گروه اول توانایی تنظیم هیجان بالاتری را نشان دادند. راجرز، کوالتر، فلپس و گاردنر[5](2006) معتقدند افرادی که قادر به درک احساسات دیگران نیستند، رفتارهای سازگاری اجتماعی ضعیفی دارند.

نتایج تحقیق انیولا[6](2007) در رابطه با تأثیر به کارگیری راهبردهای خودتنظیمی هوش هیجانی نظیر شناخت و بیان هیجان بر رفتار پرخاشگرانه‌ی نوجوانان نابینا بیانگر آن است که نوجوانانی که با به کارگیری راهبردهای هوش هیجانی آشنا شده بودند، بهبود قابل توجهی در رفتار پرخاشگرانه نشان دادند. یافته‌های دالال (2007) نشان از رابطه‌ی منفی هوش هیجانی با اختلالات رفتاری مشتمل بر اختلال سلوک و نافرمانی دارد. یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که نوجوانانی که در ادراک، ارزیابی و تنظیم هیجان نمره‌ی بالاتری دارند، مشکلات ارتباطی کمتری نشان می‌دهند. هم چنین، نوجوانانی که رفتارهای مخرب دارند، در مقایسه با همسالان بهنجار خود نقص در ابعاد هوش هیجانی دارند. استورگ و روکا[7] (2009) رابطه‌ی هوش هیجانی با رفتارهای مخرب را مورد بررسی قرار دادند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که دانش‌آموزان با رفتار مخرب نمره کمتری در هوش هیجانی به‌ویژه در مهارت‌های تنظیم هیجانات و روابط بین‌فردی کسب می‌کنند. دانش‌آموزانی که رفتارهای مخرب از جمله سرپیچی‌ از قوانین معلم، صحبت کردن در زمان آموزش، برگشتن و صحبت کردن با همکلاسی، پرخاشگری کلامی، پرخاشگری فیزیکی و تخریب وسایل نشان دادند، از هوش هیجانی کمتری برخوردار بودند. هم چنین پسرها در مقایسه با دختران رفتارهای مخرب بیشتری نشان می‌دادند.

سیو (2009) اشاره می‌نماید که متغیرتنظیم هیجانات با انواع رفتارهای مخرب بیرونی رابطه‌ی منفی دارد. در صورتی که مهارت‌های اجتماعی تنها با پرخاشگری و بزهکاری رابطه منفی دارد. دختران نوجوان به طورمعنادار نمره بالاتری را در تنظیم هیجانات و مهارت‌های اجتماعی کسب کردند، در حالی که تفاوت معناداری بین دو جنس در آگاهی از هیجانات دیگران و استفاده از هیجانات مثبت مشاهده نشد. هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که استفاده‌ی کم از هیجانات، به سطح بالایی از رفتارهای مخرب از قبیل پرخاشگری و بزهکاری منجر می‌شود. متینگلی (2010) عنوان می‌کند که نقص در ادراک، ارزیابی، بیان و تنظیم هیجان با مشکلات رفتاری بیرونی از قبیل پرخاشگری، قانون‌شکنی، مشکلات نافرمانی، مشکلات اجتماعی مانند پذیرش همسالان و مشکلات ارتباطی رابطه دارند.

در ادامه مروری بر پژوهش‌های صورت گرفته در ایران، در زمینه‌ی مؤلفه‌های هوش هیجانی با مشکلات رفتاری برون‌ساز می‌شود.

یافته‌های تحقیق بشارت (1384) نشان داد که هوش هیجانی با مشکلات ارتباطی دانشجویان و مشکلات مربوط به قاطعیت، مردم‌آمیزی، صمیمیت و مسؤولیت‌پذیری رابطه‌ی منفی دارد. به عبارتی، افزایش هوش هیجانی، سطح مشکلات ارتباطی بین دانشجویان را کاهش و روابط اجتماعی را بهبود می‌بخشد. یافته‌ها نشان داد که هوش هیجانی با میزان توانایی فرد در ابراز همدلی با دیگران رابطه دارد.

رمضانی و عبداللهی (1385) دریافتند که رابطه منفی بین هوش هیجانی با حالت خشم، بروز درونی و بیرونی خشم برقرار است.  در مقابل، مهار درونی و بیرونی خشم رابطه‌ی مثبت با هوش هیجانی دانشجویان دارد. نتایج این مطالعه، نشانگر آن بود که در میان مؤلفه‌های هوش هیجانی، توجه هیجانی، بیشترین ارتباط را با حالت خشم، خشم کلامی و فیزیکی و احساس خشمگینانه دارد. این در حالی است که مؤلفه‌ی تمایز هیجانی بیشترین ارتباط را با مهار درونی و بیرونی، بروز درونی و بیرونی خشم و خُلق و خوی خشمیگانه دارد. به‌عبارتی ویژگی توجه هیجانی نقش مؤثری در شکل‌گیری خشم در موقعیت‌های مختلف اجتماعی دارد. از آن‌جا که افراد با ویژگی توجه هیجانی، فرآیندهای بازسازی و تمایز هیجانی از خود بروز می‌دهند می‌توانند بر بروز خشم خویش کنترل داشته باشند.

شاره، فرید، یزدان‌دوست و طباطبایی (1385) رابطه بین مؤلفه‌های هوش هیجانی و فرار از خانه را به عنوان یکی از ملاک‌های اختلال سلوک، مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها پی بردند که هرچه میزان واقعیت‌گرایی، احترام به خود، حل مسأله، شادکامی، خودآگاهی هیجانی، تحمل استرس، کنترل تکانه، انعطاف‌پذیری، مسؤولیت‌پذیری و هوش هیجانی کلی در دختران بیشتر باشد، خطر فرار آنها از خانه کمتر است.

یافته‌های پژوهش نریمانی، صادقی، حمیلی و سیاهپوش[8](2009) نشان داد که کودکان نارساخوان، نمره کمتری در هوش هیجانی و نمره بالاتر در مشکلات رفتاری از گروه بهنجار کسب کردند. دانش‌آموزان نارساخوان، مهارت‌های کمتری در ادراک دیگران، احساسات و پاسخ به آنها کسب می کنند، که این مهارت‌ها منوط به کسب سطحی از هوش هیجانی است. هم چنین نتایج تحقیق بیانگر آن است که افراد با هوش هیجانی بالا موفقیت‌های بیشتری در زمینه‌های مختلف نسبت به افراد با هوش هیجانی پایین به‌دست می‌آورند. به عبارتی، هوش هیجانی بالا رفتارهای مخرب کمتری در زمینه‌ی اختلالات ارتباطی در پی دارد و هوش هیجانی می‌تواند عامل مهمی در پیش‌بینی اختلالات رفتار مخرب کودکان نارساخوان باشد.

منتظرغیب و احقر (1388) گزارش کردند که هوش هیجانی میزان کمرویی را به عنوان یکی از مشکلات ارتباطی در افراد تعدیل می‌کند. بر اساس نتایج این پژوهش، افراد با هوش هیجانی بالا، میزان کمرویی کمتری را تجربه می‌کنند و توانایی بهتری برای مقابله با استرس کمرویی دارند.

جناآبادی (1388) به این نتیجه رسید که میزان خودآگاهی هیجانی دانش‌آموزان ‌به عنوان مؤلفه‌ی هوش هیجانی با گرایش به مصرف مواد مخدر رابطه معکوس دارد. به این معنی که هرچه میزان خودآگاهی هیجانی در دانش‌آموزان بیشتر باشد، میزان تمایل به مصرف مواد مخدر آنها کمتر می‌شود. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که هر چه میزان کنترل تکانه کمتر باشد، تمایل به مصرف مواد مخدر افزایش می‌یابد. از طریق آموزش خودآگاهی هیجانی فرد اطلاعاتی در رابطه با چگونگی برانگیخته شدن در محیط‌های مختلف اجتماعی کسب می‌کند که این امر موجب تنظیم کارآمد هیجان‌ها و مقاوم شدن نسبت به فشارهای محیطی برای مصرف مواد مخدر می‌شود.

یافته‌های پژوهش شهنی و همکاران (1388) حاکی از آن است که آموزش هوش هیجانی، نمره‌های سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی را افزایش و اضطراب اجتماعی را کاهش می‌دهد. هوش هیجانی به عنوان توانایی شناخت، پردازش و کنترل هیجان‌ها به سازگاری افراد در موقعیت‌های گوناگون اجتماعی کمک می‌نماید.

نتایج تحقیق حدادی و غباری بناب (2011) با هدف بررسی رابطه‌ی هوش هیجانی و علائم رفتاری در میان نوجوانان بزهکار، نشان داد که علائم رفتاری نظیر حساسیت‌های بین‌فردی، وسواس، افسردگی و اضطراب در نوجوانان بزهکار، مؤلفه‌های هوش هیجانی را پیش‌بینی می‌کند. در نتایج این پژوهش نشان داد افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، علائم رفتاری ناسازگارانه‌ی کمتری در مقایسه با دیگران بروز می‌دهند.

افتخار صعادی، مهرابی‌زاده، نجاریان، احدی و عسکری (1389) به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت‌های هوش هیجانی موجب کاهش پرخاشگری و هم چنین افزایش سازگاری فردی-اجتماعی می‌شود. از آن‌جا که مؤلفه‌های هوش هیجانی شامل توانایی تنظیم هیجان‌های خود و دیگران و توانایی درک دیگران است، افراد در طی برنامه‌ی آموزشی هوش هیجانی به این مهارت‌ها دست یافته و کاهش بارز پرخاشگری در آنها مشاهده شد. آزمودنی‌ها طی این برنامه یاد گرفتند که با مسائل روزمره به‌صورت غیر تکانشی برخورد نمایند و بر بروز هیجان و پرخاشگری کنترل لازم را داشته باشند.

نقدی، ادیب و نورانی‌پور (1389) طی آموزش مؤلفه‌های هوش هیجانی بر نوجوانان 14 تا 17 ساله، شاهد کاهش پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری جسمی و خشم در دانش‌آموزان دبیرستانی بودند. این برنامه بر آموزش مهارت‌های مدیریت هیجان‌های خود و دیگران تأکید داشته و از این رو رفتارهای پرخاشگرانه تحت تأثیر آموزش این مهارت کاهش یافت. اگرچه، برنامه آموزش هیجانی بر کاهش خصومت آزمودنی‌ها تأثیر بسزایی نداشت، اما این برنامه، در کنترل خشم به عنوان نوعی هیجان که در روابط بین‌فردی اختلال ایجاد می‌کند، تأثیرگذار بود.

از آن‌جا که بهداشت روانی از مؤلفه‌های اضطراب و بی‌خوابی، نشانه‌های جسمانی، افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی که به نوعی زیر مجموعه‌هایی از مشکلات رفتاری می‌باشد، تشکیل شده است، مروری بر مطالعات انجام شده در زمینه‌ی رابطه‌ی هوش هیجانی با سلامت و بهداشت روانی بی ارتباط با موضوع این پژوهش نخواهد بود. بنابراین، در پایان به پژوهش‌هایی در این زمینه پرداخته می شود.

در مطالعه‌ای که خسروجردی و خانزاده (1386) در زمینه‌ی یاد شده انجام دادند، یافته‌ها نشان می‌دهد که هوش هیجانی 46% تغییرات سلامت عمومی را پیش‌بینی می‌کند. بنابراین سلامت عمومی بر حسب مؤلفه‌های هوش هیجانی نظیر توجه، تمایز و بازسازی هیجانی قابل پیش‌بینی است. در ضمن، مؤلفه‌ی بازسازی احساسات بهترین پیش‌بینی کننده‌ی سلامت روانی در افراد است.

هم چنین یعقوبی، فرهادی، قنبری و کاکابرایی (1387) نشان دادند که هوش هیجانی با سلامت عمومی دانشجویان رابطه‌ مثبت دارد، به ‌بیان دیگر هرچه هوش هیجانی در افراد بالاتر باشد، از سلامت عمومی بیشتری برخوردارند. هوش هیجانی با افزایش مهارت‌های مقابله‌ای، استرس فرد را کاهش داده و منجر به سلامت روانی می‌شود. از طرفی، مهارت‌های هوش هیجانی، مهارت‌های بین‌فردی را ارتقاء داده و در جهت حفظ شبکه‌های اجتماعی عمل می‌کند که این امر نیز به سلامت عمومی افراد کمک شایانی خواهد کرد.

ریاحی (1388) در این زمینه پی برد که میزان سلامت روانی دانش‌آموزان تیزهوش تحصیلی با افزایش هوش هیجانی افزایش خواهد یافت. بنابراین هر چه افراد از مهارت‌های اجتماعی، مدیریت و درک هیجان بیشتری برخوردار باشند، مشکلات کمتری از قبیل علائم جسمی، افسردگی، اختلال در کارکرد اجتماعی و اضطراب را تجربه می‌کنند. در این پژوهش خوشبینی که عبارت از مثبت نگر بودن و نگاه سرزنده داشتن به زوایای زندگی است، نسبت به سایر ابعاد هوش هیجانی تأثیر به مراتب بیشتری بر سلامت روانی تیزهوشان داشت. به عبارتی خوشبینی در کنار سایر مؤلفه‌های هوش هیجانی، منجر به افزایش سلامت روانی تیزهوشان می‌شود.



[1]. Hudley & Graham

[2]. Schulz & Brown

[3]. Diane

[4]. McLin & Arkansa

[5]. Rogers, Qualter, Phelps & Gardner

[6]. Eniola

[7] Esturg & -Roca

[8]. Narimani, Sadeghieh Ahari, Homeily & Siahpoosh

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۴۵
admin admin

2-2-1- رابطه‌ی هوش هیجانی با مشکلات رفتاری درون‌ساز

گروهی از پژوهش‌ها در رابطه‌ با مؤلفه‌های هوش هیجانی و‌ مشکلات درون‌ساز فرد نظیر افسردگی و اضطراب انجام شده است که نشان‌دهنده همبستگی این متغیرها است. از جمله پژوهش‌های انجام شده در خارج از ایران در این زمینه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

سیاروچی، دیان و آندرسون (2002) دریافتند که دانش‌آموزان با رفتار مخرب، در مؤلفه‌های هوش هیجانی به خصوص در توانایی درک، فهم و مدیریت هیجان نقص دارند. این تفاوت در مؤلفه‌های هوش هیجانی در دانش‌آموزان با رفتار مخرب و غیر مخرب و با نمره‌های بالاتر در مقیاس‌های اضطراب و افسردگی در نوجوانان با مشکلات رفتاری ارتباط داشت.

شولتز و براون[1] (2003) رابطه‌ی بین هوش هیجانی و افسردگی، اضطراب و مفهوم خود را بر دانش‌آموزان دبیرستانی 15-12 ساله مورد تحقیق قرار دادند و نتیجه گرفتند که نوجوانان با رفتار مخرب، نقص در هوش هیجانی به ویژه در توانایی‌های دریافت، ادراک و مدیریت هیجانات دارند. گروه نمونه، تفاوت بارزی در درجه‌ی افسردگی، نسبت به گروه نوجوانان به‌هنجار داشتند.

باستین، برنز و نتلبک[2](2005) نیز در بررسی رابطه‌ی هوش هیجانی با اضطراب اشاره می‌نمایند که مؤلفه‌های هوش هیجانی در کاهش اضطراب تأثیر بسزایی دارد. هم چنین، نتایج نشان می‌دهد که هوش هیجانی بالا با رضایت‌مندی از زندگی، حل مسأله و مهارت های مقابله‌ای رابطه دارد. دانی، جانستون، راچل، کانستوق، تاکول و شویتزر[3](2008) دریافتند که بین شدت افسردگی و مدیریت هیجان رابطه وجود دارد.

جاکوبز، اسنو، گراکی، ویتیلینگام، بلیر، چارنی، پین و بلیر[4](2008) در مطالعه‌ای به رابطه‌ی بین هوش هیجانی و اضطراب اجتماعی دست یافتند. به طوری که افرادی که نمره‌ی بالایی در هوش هیجانی کسب کردند، اضطراب اجتماعی کمتری گزارش کردند. هم چنین نتایج حاکی از این بود که این افراد از راهبردهای هوش هیجانی کمتری در این موقعیت‌ها استفاده می‌کردند.

سیو[5](2009) به بررسی رابطه‌ی بین ویژگی‌های هیجانی و مشکلات رفتاری درون‌ساز در نوجوانان هنگ کنگ پرداخت و متذکر شد که هر چهار مؤلفه‌ی خود آگاهی و تنظیم هیجان، آگاهی از هیجان‌های دیگران، مهارت‌های اجتماعی و استفاده‌ی مثبت از هیجان‌ها با مشکلات رفتاری درون‌ساز مانند اضطراب و افسردگی رابطه دارد. این پژوهش نشان داد که افرادی که از مهارت‌های خودمدیریتی که از ابعاد هوش هیجانی است، برخوردار هستند، میزان کمتری از اضطراب را تجربه می‌کنند. هم چنین، هوش هیجانی پایین در افراد، با افسردگی رابطه‌ی منفی دارد. بدین معنی که هر چه مهارت‌های هیجانی در نوجوانان کمتر باشد، حالت‌های افسردگی در آنها بیشتر است. یافته‌های تحقیق متینگلی (2010) مؤید آن است که مشکلات رفتاری درونی از قبیل اضطراب، ترس، افسردگی و شکایات جسمانی با هوش هیجانی رابطه منفی دارد. به‌ویژه نتایج نشان می‌دهد که بعد مدیریت هیجان‌ پیش‌بینی کننده‌ی بهتری برای مشکلات درون‌ساز است.

در ایران نیز گروهی مطالعات در زمینه‌ی مؤلفه‌های هوش هیجانی با مشکلات رفتاری درونی صورت گرفته است که بدین قرار است.

محمودی، جنتی، شروفی، حیدری و جعفری (1381) مطالعه‌ای با عنوان تأثیر آموزش قاطعیت به عنوان یکی از مؤلفه‌های هوش هیجانی بر میزان اضطراب تحصیلی انجام دادند. در این پژوهش طی برنامه‌ی 6 هفته‌ای آموزش قاطعیت برای دانش‌آموزان پسر 11 تا 16 ساله دارای اضطراب تحصیلی به این نکته دست یافتند که آموزش قاطعیت به عنوان یک روش غیردارویی می‌تواند میزان اضطراب تحصیلی شدید و نیز میانگین اضطراب را کاهش داد.

پژوهشی در رابطه با هوش هیجانی و اضطراب آموزشگاهی توسط میری و بورنگ (1386) انجام گرفت. این محققان دریافتند که هرچه مؤلفه‌های بیشتری از هوش هیجانی نظیر خودآگاهی، خودکنترلی و خودانگیزی در دانش‌آموزان دبیرستانی رشد یابد، اضطراب آموزشگاهی کمتری در آن‌ها به‌وجود می‌آید. در این پژوهش مشخص گردید دانش‌آموزانی که از خودآگاهی بالایی برخوردار هستند، از توانایی‌ها و علاقه‌مندی‌های خود نسبت به دیگران بیشتر آگاه هستند و این امر به بهبود کارآیی آنان منجر می‌شود. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که دختران میزان اضطراب بیشتری را در مقایسه با پسران تجربه می‌نمایند. در ضمن پسران از مهارت‌های اجتماعی بیشتری نسبت به دختران برخوردار بودند.

در مطالعه‌ای دیگر که در زمینه‌ی تأثیر ابراز هیجان به عنوان یکی از مؤلفه‌های هوش هیجانی با افسردگی انجام گرفت، رمضانی، احمدی و موسوی (1387) به این نکته پی بردند که بیان هیجان به صورت نوشتاری در کاهش علائم افسردگی تأثیر دارد. به عبارتی، افشای هیجانی موجب کاهش فشار روانی وارد شده به سیستم شناختی فرد شده و از این طریق میزان کارآیی شناختی افراد را بهبود می‌بخشد. نتایج مصاحبه بالینی پس از اتمام دوره‌ی آزمایش نشان داد که اغلب اعضای گروه آزمایش احساس بهبودی زیادی در علائم افسردگی به‌خصوص در کاردکردهای جسمانی نظیر خواب، تغذیه و خستگی داشته‌اند. همین‌طور این افراد بیان کردند که بهبودی قابل ملاحظه‌ای را در ابعاد شناختی مانند تمرکز، توجه و افکار منفی کسب کرده‌اند. این افراد با راهبرد رویارویی با تجارب آسیب‌زا نظیر از دست دادن یک عزیز یا شکست‌های عاطفی قادر شده‌اند تا رویدادهای زندگی را مورد بازبینی قرار دهند و به درک بهتری از شرایط دست یابند و معنای تازه‌ای در این رویدادها کشف کنند.

شهنی، مکتبی، شکرشکن، حقیقی و کیانپور (1388) ذکر می‌کنند که هوش هیجانی بر کاهش اضطراب اجتماعی تأثیر دارد. در واقع توجه به هیجان‌ها، آگاهی از احساسات و نحوه‌ی واکنش جسمانی بدن و شناخت هیجان‌هایی که استرس‌زا هستند، به افراد کمک می‌نماید تا به‌ گونه‌ای مؤثر با هیجان‌های منفی برخورد نموده و بر آنها مدیریت داشته باشند.

در پژوهشی دیگر احمدی، رمضانی، عبداللهی، نجفی و ربیعی (1390) به این نتیجه رسیدند که بروز هیجانات به صورت گفتاری و نوشتاری باعث کاهش علائم افسردگی، اضطراب و استرس در افراد دارای این علائم بالینی می‌شود. دلیل اثربخش ‌بودن بروز هیجانات به صورت گفتاری یا نوشتاری آن است که فرد با تجارب هیجانی خود روبرو می‌شود و این هیجانات را بازنگری و سازماندهی می‌کند. در ضمن اثر بخشی افشای هیجانی ارتباط تنگاتنگی با عمق آن دارد. به این معنی که هر چه فرآیند افشاء عمیق‌تر صورت گیرد، اثرات مثبت آن بیشتر است. افشای هیجانی عمیق در افراد باعث می‌شود فرآیند بازداری در هم شکسته شده و فرد را با هیجان‌ها و احساسات منفی عمیق که برای وی ناراحت‌کننده است، روبرو سازد. افشای این هیجان‌ها به دلیل یادآوری مجدد آنها، در کوتاه مدت فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد ولی در بلند مدت در سازمان روانی فرد جذب شده و به صورت تجربه‌ای عادی به نظام روانشناختی فرد باز می‌گردد.

 



[1]. Scholz & Brown

[2]. Bastian, Burns & Nettelbeck

[3]. Downey, Johnston, Rachel, ConStough, Tuckwell & Schweitzer.

[4]. Jacobs, Snow, Geraci, Vythilingam, Blair,Charney, Pine & Blair

[5]. Siu

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۴۵
admin admin

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

2-10-3- پیش­آیندها و سبک­های ارتباط زناشویی نگهدارنده اعتیاد

تنوعی از رویدادها و محرک­های پیش­آیند ممکن است بر مصرف مواد مقدم باشد که ممکن است شامل: عوامل فردی، زوجی یا سایر عوامل مؤثر باشد. پیش­آیندها ممکن است اشکالی از محیط فیزیکی (مانند: دیدن ابزار مصرف یا مکان مصرف قبلی)، زمان خاصی از روز یا رویدادهای بین­فردی باشند. در اینجا بر پیش­آیندهای خانوادگی که با مصرف مواد در ارتباطند اشاره می­کنند (اپشتاین، مک­کرادی[1] و سل[2]، 2003، به نقل از دریانورد، 1388).

رفتارهای مقابله­ای خاص همسران یک دسته از پیش­آیندهای مصرف را تشکیل می­دهد. زنان (همسران افراد معتاد) اغلب شوهران معتاد خود را ترک می­کنند به این دلیل که معتقدند ترک همسرشان آن­ها را در جهت پرهیز از مصرف مواد تقویت می­کند، اما مطالعات تجربی نشان داده­اند که عکس این قضیه ممکن است صادق باشد. مطالعه­ای که توسط موس، فینی و کرانکیت[3] (1990) انجام شد و قبل از آن، آنچه توسط ارفورد[4] (1975، به نقل از دریانورد، 1388) و همکاران انجام شد، دریافتند که رفتارهای اجتنابی و ترک کردن منجر به پیامدهای مصرفی بدتری می­شود. درحالیکه سبک­های مقابله­ای همسران جرأت­ورز[5] و متعهد[6]، با کاهش در میزان مصرف شوهران معتاد آن­ها در ارتباط بوده است. بنابراین برنامه­های خانواده­درمانی باید بر آموزش ارتباطات قاطعانه اما حمایت­کننده تأکید ورزند (مک­کرادی، اپشتاین و سل، 2003، به نقل از دریانورد، 1388).

دسته دوم پیش­آیندهای خانوادگی، تعاملات منفی است. مدل نگهداری شناختی-رفتاری-سیستمی تا حدی بر یک سری یافته­هایی مبتنی است که خانواده­های معتادان منفی­تر، متعارض­تر و بیگانه­تر[7] (دورتر) از خانواده­های کنترل هستند (روتاندا و افارل[8]، 1997). وجود این تعاملات منفی منبع استرس برای خانواده­های معتادان است و به عنوان یک پیش­آیند برای مصرف و عود خدمت می­کند.

همچنین مک­کرادی، اپشتاین و سل (2003، به نقل از دریانورد، 1388) دو سبک ارتباطی دیگر را در تعاملات زوج­هایی که یکی از همسران معتاد است مشخص کرده­اند که عبارتند از سبک ارتباطی تقاضا-ترک[9] و سبک ارتباطی با سطح بالای هیجان ابراز شده[10]، آن­ها در ادامه این دو سبک را اینگونه توصیف می­کنند:

1-  تعاملات تقاضا- ترک

تعاملات تقاضا- ترک نوع خاصی از سبک ارتباطی منفی در خانواده­های معتادان است که در آن یک همسر تعقیب[11] و تقاضا می­کند در حالیکه همسر دیگر فاصله می­گیرد، دفاع می­کند و کنار می­کشد. این نوع تعامل در روابط همسری معتادان بسیار رایج است که در آن همسر غیرمعتاد، انتقاد می­کند و از همسر معتاد که کنار می­کشد تقاضای تغییر می­کند و این حالت منجر به یک چرخه تقاضا- ترک می­شود. این چرخه ممکن است مشکل مصرف را حفظ کند و همچنین منجر می­شود به استرس و نارضایتی زناشویی بیشتر برای هر دو همسر و استرس و نارضایتی هم به نوبه خود پیش­آیندی برای مصرف بیشتر می­شود.

2-  هیجان ابراز شده

هیجان ابراز شده نیز شکلی از ارتباطات منفی است که در ادبیات اعتیاد و خانواده مورد توجه بسیاری قرار گرفته است (اُفارل، چوکیت[12] و کاتر[13]، 1998) و احتمالاً یک پیش­آیند مهم برای مصرف را نشان می­دهد. استرس ابراز شده در خانواده­های معتادان، ترکیبی از انتقادگری، خصومت و درگیری هیجانی بیش­ از اندازه به سمت همسر معتاد، تعریف شده است. هیجان ابراز شده بالا (در همسران معتادان)، در مقایسه با هیجان ابراز شده پایین، با رضایت زناشویی پایین­تر، نرخ بالاتر عود، زمان کوتاه­تر برای عود پس از درمان ارتباط دارد. انتقادگری و ناامیدی همسر غیرمعتاد هنگامی که به سوی همسر معتاد باشد، ممکن است منجر شود به استرس زناشویی بیشتر و سرانجام مصرف بیشتر مواد شود. به نوبه خود یک مشکل اعتیادی شدیدتر ممکن است منجر به هیجان ابراز شده بیشتر و به همان اندازه، احتمال بیشتر عود شود. مشکلات ارتباطی خاص، مانند نارضایتی و بدکارکردی جنسی، ممکن است منابع دیگر استرس و یک پیش­آیند امکان­پذیر برای مصرف مواد باشد.

به عنوان بخشی از مدل شناختی- رفتاری- سیستمی نگهداری، هر تعاملی که منجر به عواطف منفی با استرس شود، احتمالاً سهمی در نگهداری سوء­مصرف مواد دارد (مک­کرادی، اپشتاین و سل، 2003، به نقل از دریانورد، 1388).

 

 

2-11- پیشینه پژوهشی

مطالعات بلیسنر[14]، آلبرچ[15]،شواگر[16]، وک­بکر[17]، لیچرمن[18] و کلینگ­مولر[19] (2004) روی گروهی از سوءمصرف­کنندگان هروئین، نشان­دهنده شیوع قابل ملاحظه این اختلال در بین بیماران در شروع درمان است. در پژوهشی که روی 201 مرد سوءمصرف­کننده مواد تحت درمان نگهدارنده متادون در 7 کلینیک درمان نگهدارنده متادون و بوپرنورفین صورت پذیرفته، مشخص شده است که 24% از این بیماران از اختلالات خفیف تا متوسط جنسی و 18% آن­ها از اختلالات شدید جنسی در رنج بودند (وسپس و همکاران، 2006؛ به نقل از باباخانیان و همکاران، 1390). در پژوهشی که در ارتباط با شیوع اختلالات جنسی در مردان مبتلا به سوءمصرف مواد انجام شد، محققان دریافتند که این بیماران، دارای اختلال قابل ملاحظه در عملکرد جنسی به خصوص عملکرد نعوظی در مقایسه با جمعیت سالم بودند (لاپرا[20]، فرانچ[21]،تگی[22] و مچیا[23]، 2003).

مطالعه هانبری و همکاران (2000) روی عملکرد جنسی معیوب 50 بیمار مرد تحت درمان نگهدارنده متادون نشان داد که 33% این افراد، دچار اختلال جدی در عملکرد جنسی بوده و 50% این افراد، حتی پس از گذشت یک ماه از درمان­شان، همچنان دارای اختلال بودند. در این میان، افراد مصرف کننده هروئین به میزان 71% این اختلال را نشان دادند.

پژوهش تاتاری، فرنیا، فقیه و نصیری (2010) روی 177 بیمار وابسته به مواد افیونی صورت پذیرفته و نشان­دهنده وجود اختلالات جنسی قابل ملاحظه در 70% مراجعه­کنندگان بوده­ است.

باباخانیان و همکاران (1390)، به بررسی مقدماتی اختلال عملکرد جنسی در گروهی از بیماران وابسته به مصرف مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده متادون قبل و بعد از 6 ماه درمان پرداختند و دریافتند که عملکرد نعوظی با افزایش میانگین بهبودی متوسطی را نشان داد، درحالیکه وضعیت مقاربت جنسی بهبودی کامل یافت. میزان میل جنسی و نمره کلی رضایت جنسی بهبود جزئی نشان دادند در حالیکه عملکرد ارگاسمی با تغییر اندک نشان­دهنده بهبودی نبود.

باباخانیان و همکاران (1390) مطالعه­ای در زمینه­ی اختلالات عملکرد جنسی مردان مبتلا به سوء­مصرف مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده متادون انجام دادند و نتایج تحقیق مبین شیوع اختلالات عملکرد جنسی و بهبود برخی از مؤلفه­های عملکرد جنسی در درمان بود.

رحمانی، صادقی، الله­قلی،  مرقاتی خویی (1389) در تعیین ارتباط رضایت جنسی با عوامل فردی در زوجین نشان دادند که ارتباط آماری معناداری بین هرکدام از عوامل فاصله سنی زوجین، مدت­زمان ازدواج و وضعیت اعتیاد زنان و مردان و رضایت جنسی آنان وجود دارد.

رحمانی، مرقاتی خویی، صادقی، الله­قلی (1390) طی تحقیق دیگری نشان دادند که رضایت از زندگی زناشویی با رضایت جنسی رابطه معناداری دارد. همچنین بین رضایت از زندگی زناشویی و فاصله سنی زوجین ارتباط آماری معناداری پیدا شد.

وزیری و لطفی کاشانی (1387)، 194 نفر از دانشجویان زن دانشکده روانشناسی واحد رودهن را مورد مطالعه قرار داده و اعلام داشتند که خودکارآمدی جنسی با سازگاری زناشویی رابطه معناداری داشته و از نمرات خودکارآمدی جنسی می­توان نمرات سازگاری زناشویی افراد را پیش­بینی کرد.

نتایج مطالعه دان[24]، دی[25]، برونو[26]، دجنهارت[27] و کمپبل[28](2010) بر روی مصرف­کنندگان قرص اکستازی سطوح بالایی از روابط جنسی محافظت نشده را در شش ماه گذشته نشان داد. همچنین روابط جنسی محافظت نشده با دگرجنس­گرایی مرتبط بود.

چان[29]، هایو[30]، روان[31]، کسل[32]، چن[33]، شین[34] و همکاران (2008) اثر متادون را بر روی رفتارهای پرخطر جنسی در 557 مصرف­کننده هروئین در چین اندازه گیری کرده و داده­ها بیانگر اثر مثبت و کوتاه­مدت متادون روی رفتارهای پرخطر بود اما برای بررسی آثار بلندمدت تحقیقات بیشتری لازم است.

تحقیق حیدری و همکاران (1390) بر روی تغییرات رفتارهای جنسی محافظت نشده و تزریق مشترک در معتادان مراجعه کننده به مراکز درمان نگهدارنده با متادون نشان داد که میانگین تعداد تزریق­های مشترک و تماس­های جنسی محافظت­نشده در بعد از مراجعه به مرکز نسبت به قبل از آن به طور معناداری کاهش یافت.

جانسون[35]، هانسون[36]،متزگر[37]، برمز[38] و دوان[39] (2012) طی تحقیقی تغییرات فعالیت جنسی را طی درمان وابستگی به مواد نشان دادند. آنان اعلام داشتند شش ماه پس از ترک درمان، رفتارهای جنسی که شامل رفتارهای پرخطر نیز بود، افزایش معناداری نسبت به قبل از آن داشت.

موحد و عزیزی (1390) نشان دادند که رابطه معکوس و معناداری بین رضایتمندی جنسی زنان و تعارضات میان همسران وجود دارد، بدان مفهوم که هرچه رضایت­مندی جنسی زنان افزایش می­یابد، تعارضات زوجین کاهش پیدا می­کند و بالعکس.

بخشایش و مرتضوی (1388) طی مطالعه­ای در میان زوجین ساکن شهرستان یزد نشان دادند که همبستگی بین رضایت جنسی و  سازگاری زناشویی مثبت است، اما این متغیر با سلامت عمومی رابطه­ای ندارند، همچنین مدت­زمان ازدواج با سازگاری زناشویی و سلامت عمومی معنادار نبود اما با رضایت جنسی رابطه معنادار و معکوس داشت.

واقعی، میری و قاسمی­پور (1387)، عوامل مرتبط با میزان سازگاری زناشویی را در کارمندان دو دانشگاه بیرجند بررسی کردند و دریافتند که عمده­ترین میزان نارضایتی از بین مؤلفه­های نه­گانه  در زمینه روابط جنسی و حل تعارض بود.

استاکرت و بورسیک[40] (2003) در تحقیقی، رابطه بین باورهای ارتباطی و سبک دلبستگی (ایمنی، دوسوگرایی و اجتناب­گری) و نیز نارضایتی ارتباطی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که افراد ناایمن، با باورهای ارتباطی غیرمنطقی رابطه معنادار دارد و عدم رضایت از ارتباط نیز با باورهای غیرمنطقی رابطه دارد.

مولر و وانزیل[41] (1991) نیز در پژوهشی بین باورهای ارتباطی و سازگاری زناشویی نشان دادند که بین نمره مقیاس سازگاری زناشویی (DAS) و خرده­مقیاس­های باور به تخریب­کنندگی مخالفت (D) و کمال­گرایی جنسی (S) از سیاهه باورهای ارتباطی (RBI) همبستگی­های معناداری وجود دارد.

سالیوان و سویبل[42] (1995) در پژوهشی به بررسی رابطه بین انتظارات جوانان و سطوح باورهای غیرمنطقی و رضایت آن­ها از روابط زناشویی پرداختند. نتایج نشان داد که عدم رضایت از زندگی فعلی با سطوح باورهای غیرمنطقی و انتظارات آن­ها رابطه دارد.

سلیمانیان (1373) تأثیر تفکرات غیرمنطقی بر نارضایتی زناشویی را در یک نمونه ایرانی بررسی کرد. نتایج نشان داد که افراد با تفکرات غیرمنطقی به طور معناداری از نظر سازگاری زناشویی در سطح پایین­تری قرار دارند.



[1]-Mc Crady, B. S.

[2]-Sol

[3] - Moos, Finney & Cronkite

[4] - Orford

[5] - Assertive

[6] - Engaged

[7] - Estrranged

[8]-Rotunda, R.J. & O’farrell, T.J.

[9] - Demand- Withdraw

[10] - Expressed Emotion

[11] - Pursue

[12] - Choquette

[13]- Cutter

[14]-Beliesener

[15]-Albrecht, S.

[16]-Schwager, A.

[17]-Weckbecker, K.

[18]-Lichtermann, D.

[19]-Klingmuller, D.

[20]-Lapera, G.

[21]-France, G. C.

[22]-Taggi, F.

[23]-Macchia, T.

[24]- Dunn

[25]- Day

[26]- Bruno

[27]-Degenhardt

[28]- Campbell

[29]-Qian

[30]-Hao

[31]-Ruan

[32]-Cassell

[33]- Chen

[34]- Qin

[35]- Johnson, M.E.

[36]- Hanson, B.L.

[38]-Brems, C.

[40]-Stackert, R. & Bursik, K.

[41]-Moller, A. & Vanzeyl P. D.

[42]-Sullivan, B. & Shwebel, A.

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)


دانلود متن کامل پایان نامه با فرمت ورد

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۳۷
admin admin

2-1-4- سرمایه اجتماعی

کلمن اولین محققی بود که به بررسی تجربی مفهوم سرمایه اجتماعی پرداخت. به نظر او، سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنشگر اجازه می‌دهد تا با استفاده از آن به منابع خود دست یابد. این بعد از ساختار اجتماعی شامل تکالیف و انتظارات، مجاری اطلاع‌رسانی، هنجارها و ضمانت اجرایی است که انواع خاصی از رفتار را تشویق کرده یا منع می‌کنند ( کلمن، 1377). کلمن سپس اضافه می­کند که ساختار اجتماعی سرمایه اجتماعی را پدید می­آورد. از نظر کلمن، سرمایه اجتماعی نمایان­گر منبعی از انتظارات دو طرفه است. بنابراین با شبکه­های گسترده­تر ارتباطات، اعتماد و ارزش­های مشترک، بالاتر از افراد قرار
می­گیرد (فیلد،1384). در واقع کلمن سرمایه اجتماعی را بر مبنای کارکرد آن تعریف می‌کند، از نظر او سرمایه اجتماعی ذات واحدی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ذات‌های گوناگون است که دو عنصر مشترک دارد؛ اولأ همه آنها مشتمل بر جنبه‌ای از ساختارهای اجتماعی‌اند، ثانیأ، برخی کنش‌های خاص کنشگران در داخل محدوده ساختار تسهیل می‌کنند. سرمایه اجتماعی مانند دیگر اشکال سرمایه مولد است (تاج‌بخش، 1385).

پیر بوردیو سرمایه اجتماعی را سرمایه‌ای از روابط اجتماعی می‌داند که در صورت لزوم حمایت‌های مفید را تأمین می‌کند، سرمایه‌ای منبعث از افتخار و احترام است (محمدی، 1385). برای فهم نظریه بردیو درباره سرمایه اجتماعی، لازم است به خاطر داشته باشیم که توجه اصلی او بر فهم سلسله مراتب اجتماعی است که او هم از جهات مختلف تحت‌تأثیر جامعه‌شناسی مارکسیستی است. همانند نظریه اقتصادی مارکس، بوردیو هم معتقد است که سرمایه اقتصادی ریشه تمام انواع سرمایه‌هاست (فیلد، 1385). البته شکل غالب سرمایه از دید بردیو، سرمایه اقتصادی است و انواع دیگر سرمایه که شامل سرمایه فرهنگی و اجتماعی است، به عنوان ابزاری برای حصول سرمایه اقتصادی مفهوم پیدا می‌کند. به هر ترتیب بوردیو، سرمایه اجتماعی را اینگونه تعریف می‌کند که؛ سرمایه اجتماعی، مجموعه منابع بالفعل یا بالقوه‌ای است که حاصل شبکه ای با دوام از روابط کمابیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل یا به عبارت دیگر با عضویت در یک گروه است، این شبکه، هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار و آنان را مستحق اعتبار می‌سازد (بوردیو، 1986). به اعتقاد بوردیو سرمایه اجتماعی یک ودیعه طبیعی یا اجتماعی نیست بلکه چیزی است که در طول زمان و با تلاش بی وقفه به دست می‌آید. شبکه روابط، محصول راهبردهای سرمایه‌گذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناخودآگاه است که هدفش ایجاد یا باز‌تولید روابظ اجتماعی است که مستقیمأ در کوتاه‌مدت یا بلند‌مدت قابل استفاده هستند (بوردیو، 1986). بر اساس نظریه بوردیو، می‌توان گفت که تمایلات یا گرایش‌های رفتاری افراد ناشی از موقعیتی است که در روابط اجتماعی دارند. بدین معنی که جایگاهی که در روابط اجتماعی کسب می‌کنند نوع خاصی از عادت‌واره را شکل می‌دهند به‌طوری‌که شرایط زندگی، رفتارهای فرهنگی و سیاسی از نوع خاصی می‌شود. بنابراین رویکرد بوردیو به این مفهوم ابزاری و فرد‌گرایانه است.

رابرت پاتنام (2000)، سرمایه اجتماعی را اینگونه توصیف می‌کند. سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه‌هاست که می‌توانند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند. سرمایه اجتماعی نیز مانند سایر سرمایه‌ها مولد است و امکان دست‌یابی به اهداف مشخص را فراهم می‌کندکه بدون آن غیر قابل دسترسی خواهند بود (پاتنام، 2000). بنابراین سه مفهوم اساسی، شبکه‌ها، هنجارها و اعتماد، سه پایه‌ی اصلی سرمایه اجتماعی نزد پانتام را تشکیل می‌دهد. در واقع هسته اصلی ایده سرمایه اجتماعی نزد پانتام، همان شبکه‌های باارزش است. ارتباطات اجتماعی بر مولدیت افراد و گروه‌ها تأثیرگذار است (پانتام، 2000). شبکه‌های اجتماعی، بیش‌تر مردم را به همکاری و اعتمادپذیری در برخوردهایشان تشویق می‌کنند و اطلاعات موجود درباره اعتمادپذیری افراد دیگر را تقویت می‌کنند، از نظر پانتام خانواده واضح‌ترین نمونه سرمایه اجتماعی درون گروهی و سازمان جامعه مدنی نمونه ناب سرمایه اجتماعی میان گروهی است (تاج‌بخش، 1385)

پانتام (2000)، معتقد است در جوامعی که از سطح بالای سرمایه اجتماعی برخوردارند، شهروندان نسبت به کارهای جامعه احساس تعهد می‌کنند و مشارکت مدنی از ویژگی‌های این جوامع است و اثرات نیرومندی بر بسیاری از ابعاد گوناگون زندگی ما دارد. برخی از این اثرات عبارتند از: میزان پایین جرم و جنایت (پانتام، 2000)، بهداشت بهتر (ویل‌کینسون 1996)، طول عمر بیشتر (پانتام، 2000)، موفقیت تحصیلی بیشتر (کلمن، 1998)، رفاه بیشتر برای کودکان و سوء استفاده کمتر از آنها (کوت و هیلی، 2001)، فساد اداری کمتر و عملکرد بهتر دستگاه‌های دولتی (پانتام، 1995) و عملکرد اقتصادی بهتر از طریق اعتماد بیشتر و کاهش هزینه‌های معامله با یکدیگر (فوکویاما، 1995).

صاحب‌نظر دیگر در زمینه سرمایه اجتماعی فرانسیس فوکویاما است. فوکویاما بر وجود هنجارها و ارزش‌های غیر رسمی در یک گروه تأکید می‌کند. تعریف او از سرمایه این‌گونه است: سرمایه اجتماعی را به سادگی می‌توان به عنوان مجموعه معینی از هنجارها و ارزش‌های غیر رسمی تأکید کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان‌شان مجاز است، در آن سهیم هستند. مشارکت در ارزش‌ها و هنجارها، به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی‌گردد، زیرا که این ارزش‌ها ممکن است ارزش‌های منفی باشد (فوکویاما، 1379). مباحث و مطالعات فوکویاما پیرامون سرمایه اجتماعی نیز مانند پاتنام در سطح کلان دنبال شده است. او سرمایه اجتماعی را در سطح کشورها و در ارتباط با رشد و توسعه اقتصادی آنها  مورد بررسی قرار داده است. همچنین مانند پانتام هنجارهای همیاری را شالوده سرمایه اجتماعی معرفی می‌کند و مفهوم شبکه را در ارتباط با سرمایه اقتصادی مطرح می‌کند : از دیدگاه سرمایه اجتماعی، شبکه به عنوان نوعی سازمان رسمی به تعریف در نیامده، بلکه به صورت یک ارتباط اخلاقی مبتنی بر اعتماد تعریف می‌شود. شبکه گروهی از عاملان منفردی است که در هنجارها یا ارزش‌های فراتر از ارزش‌ها و هنجارهای لازم برای داد و ستدهای متداول بازار مشترک هستند. هنجارها و ارزش‌هایی که در این تعریف جای می‌گیرند از هنجار ساده مشترک بین دو دوست گرفته، تا نظام‌های ارزشی پیچیده که مذاهب سازمان‌یافته ایجاد کرده‌اند، ادامه می‌یابد (فوکویاما، 1379).       ‌‌

پژوهش‌گر دیگری که از سرمایه اجتماعی سخن به میان آورده است، نان‌ لین است. لین در سال‌ (1998) مفهوم سرمایه اجتماعی را برای طرح نظرات پیشین خود برگزیده و آن را به مثابه منابع نهفته در ساختار اجتماعی تعریف می‌کند که با کنش‌های هدف‌مند قابل دسترسی یا گردآوری است. به این ترتیب، از نظر لین سرمایه اجتماعی از سه جزء تشکیل شده است : منابع نهفته در ساختار اجتماعی، قابلیت دسترسی افراد به این‌گونه منابع اجتماعی و استفاده یا گردآوری این‌گونه منابع اجتماعی در کنش‌های هدف‌مند (توسلی، 1384).  مفهوم سرمایه‌ی اجتماعی توسط جامعه‌شناسان برجسته یعنی کلمن، پاتنام،‌ فوکویاما و بوردیو مطرح شده است؛ از دیدگاه کلمن،‌ مفهوم سرمایه‌ی اجتماعی نشان‌دهنده‌ی آن است که چگونه ساختار اجتماعی یک گروه می‌تواند به عنوان منبعی برای افراد آن گروه عمل کند. کلمن سرمایه‌ی اجتماعی را در اعتماد، اطلاع‌رسانی و ضمانت اجرای کارآمد، رابطه‌ی اقتدار و میزان تکالیف در گروه می‌داند (مهری، 1384). جیمز کلمن معتقد بود سرمایه اجتماعی هنگامی ایجاد می‌شود که روابط میان اشخاص به شیوه‌ای تغییر یابد که کنش را آسان سازد. بر این اساس سرمایه اجتماعی جنبه‌های متفاوت ساختار اجتماعی را در بر می‌گیرد تا کنش جمعی و فردی را گسترش دهد و آسان نماید (کلمن، ترجمه صبوری 1377). بوردیو (1983) نیز سرمایه اجتماعی را حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی می‌دانست که نتیجه مالکیت شبکه پایداری از پیوندهای نهادی شده در میان افراد است که در یک گروه گرد آمده‌اند. میزان سرمایه اجتماعی هر فرد، بستگی به شمار پیوندها و میزان سرمایه (فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) به دست آمده توسط هر پیوند دارد. پانتام (2000) نیز معتقد است که سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه‌ها هستند که می‌توانند با آسان‌سازی کنش‌های هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند. سرمایه اجتماعی اشاره به منابعی دارد که افراد به واسطه‌ی حضور یا تعلق به یک گروه اجتماعی به آنها دسترسی دارند، این گروه می‌تواند به بزرگی ملت و یا به کوچکی خانواده باشد. منابع نیز می‌توانند پدیده‌های ملموسی همچون پول، مسکن، شغل، حمایت اجتماعی و یا امکانات غیر ملموس همچون اطلاعات مفید، مشاوره فکری و آرامش روحی باشند. فرد دارای سرمایه اجتماعی زیاد، کسی است که دارای روابط وسیع‌تر، صمیمیت و اعتماد قابل توجه و عمیق است با توجه به آنچه گفته شد، می‌توان گفت: سرمایه اجتماعی از تجمع و تعامل سرمایه فیزیکی، انسانی و فرهنگی، زاده و بارور می‌شود و بستر حرکت جامعه را به سوی آینده می‌‌‌سازد (تاج‌بخش، 1385).

 


2-2- تحقیقات پیشین

 

2-2-1-تحقیقات پیشین مربوط به خودکارآمدی و سرمایه‌ها

علی رغم اینکه پژوهش‌های متعددی در مورد عوامل مؤثر بر خودکارآمدی، و نیز تأثیر سرمایه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر پدیده‌های روانی تربیتی، صورت گرفته اما پژوهش مشخصی یافت نگردید که دقیقأ به بررسی تأثیر سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی بر خود کارآمدی، پرداخته باشد. بر این اساس می‌توان پژوهش‌های موجود را به شرح زیر بیان نمود.

سروقد، رضایی و معصومی (1389)، در پژوهش خود به بررسی رابطه سبک‌های تفکر و خودکارآمدی در بین دانش‌‌آموزان پیش‌دانشگاهی شهر شیراز پرداختند، نتایج تحقیق نشان داد که بین خودکارآمدی با همه‌ی سبک‌های تفکر به‌جز تفکر درون‌گرا و کل‌نگر رابطه مثبت و معنی‌دار وجود دارد‌‌.

فشارکی، اسلامی، مقیمیان و آذربرزین (1389)، در مطالعه‌ای با بررسی تأثیر دو روش تدریس (روش سخنرانی و روش سخنرانی همراه با یادگیری مبتنی بر مسأله ) بر خودکارآمدی، در بین دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی دریافتند که آموزش مؤثر می‌تواند خودکارآمدی دانشجو در جهت اجرای عملکرد مرتبط را ارتقا دهد.

شوکت و همکاران (2011)، در پژوهشی به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و انسانی با خودکارآمدی فارغ­اتحصیلان دانشگاهی پرداختند. این پژوهش در چهار دانشگاه دولتی و چهار دانشگاه غیر دولتی در هند انجام شد، نتایج نشان داد که دانشجویان از تأثیر رشد سرمایه­ی اجتماعی و انسانی بر خودکارآمدی رضایت نداشتند.

مولتن، براون و لنت[1] (1991) نشان دادند که خودکارآمدی در میان دانش‌آموزان متفاوت است و به‌راحتی تحت تأثیر تجارب قرار می‌گیرد. این خبر بسیار مسرت‌بخشی برای مسؤولان امر تعلیم و تربیت است که با مداخله به‌جا و مناسب بتوانند عامل خودکارآمدی را در دانش‌آموزان رشد و پرورش دهند (زیمرمن[2]، 2000).

به علاوه، تحقیقات زیر نیز به بررسی تأثیر سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر برخی پدیده‌های روانی تربیتی پرداخته‌اند.

ترامونته و ویلمز (2010)، در پژوهشی که با عنوان، سرمایه فرهنگی و اثرات آن بر روی بازده آموزشی، انجام دادند به این نتیجه رسیدند که، بین سرمایه فرهنگی و سطوح بازده آموزشی رابطه معنادار وجود دارد.

لی و کائو[3] (2009)، اثرات سرمایه فرهنگی و وضعیت مهاجرتی را بر روی بازده آموزشی بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که وضعیت مهاجرتی و سرمایه فرهنگی بر بازده آموزشی تأثیر می‌گذارد.

کافمن و گابر[4] (2004)، در پژوهشی با استفاده از داده‌های پیمایش طولی آموزش و پرورش ملی در آمریکا به بررسی تأثیر مشارکت دانش‌آموزان در فعالیت‌های فوق برنامه و سرمایه فرهنگی بر موفقیت تحصیلی پرداختند. در این پژوهش موفقیت تحصیلی بر حسب ورود به دانشگاه‌های عمومی (4 ساله) و دانشگاه‌های برتر و برجسته اندازه‌گیری شد. نتایج تحقیق نشان داد فعالیت‌های فوق برنامه و سرمایه فرهنگی بر ورود به دانشگاه‌های عمومی (4 ساله) تأثیر دارند اما بر ورود به دانشگاه‌های برتر تأثیری ندارند. نتایج تحقیق بر حسب جنسیت تفاوت معنا داری نشان نداد.

دوماس و وارد[5] (2010)، نیز در تحقیقی که بر روی 24599 دانش‌آموز انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که، سرمایه فرهنگی بر برخی رفتارها مانند اقدام به ثبت نام و رفتن به دانشگاه تأثیرگذار است.

نوغانی (1386)، در پژوهش خود نشان داد که، در پرتو حضور سرمایه اجتماعی و اقتصادی، سرمایه فرهنگی بر احتمال موفقیت داوطبان ورود به دانشگاه می‌افزاید. به‌علاوه، در پرتو حضور سرمایه اجتماعی و اقتصادی، سرمایه فرهنگی بر احتمال افزایش نمره داوطلبان ورود به دانشگاه کمک می‌کند.

خدایی (1387)، با بررسی رابطه سرمایه اقتصادی و فرهنگی والدین دانش‌آموزان با احتمال قبولی آن‌ها در آزمون سراسری، نشان داد که، سرمایه بالای فرهنگی والدین (تحصیلات پدر و مادر)، باعث افزایش احتمال قبولی در ورود به دانشگاه می‌شود. که این با نظر بوردیو مبنی بر این‌که "دانش‌آموزان با سرمایه فرهنگی بالاتر در رسیدن به موفقیت‌های آموزشی شانس بیشتری دارند" مطابقت دارد.

نوربخش (1390)، در پژوهشی جایگاه و نقش خانواده در موفقیت داوطلبان آزمون سراسری  را بررسی کرد. این تحقیق، به دنبال بررسی نقش سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و سرمایه اقتصادی خانواده در موفقیت داوطلبان آزمون سراسری بوده است. جامعه آماری، دانشجویان پذیرفته شده رشته‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، رشته برق و رشته حقوق دانشگاه تهران در سال تحصیلی 84-1383 هستند و حجم نمونه مورد نظر 150 نفر از دانشجویان ممتاز رشته‌های یاد شده می‌باشد. روش تحقیق، روش پیمایشی و ابزار جمع آوری داده‌ها، پرسشنامه محقق ساخته است. بر اساس نتایج حاصل از تحقیق، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و سرمایه اقتصادی خانواده سهم مثبت و معنی داری در به‌دست آوردن رتبه‌های خوب و رشته‌های ممتاز کسب شده از سوی دانشجویان داشته است.

 

2-2-2 تحقیقات پیشین مربوط به رضایت از زندگی و سرمایه‌ها    

اما بررسی رابطه سرمایه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با رضایت از زندگی، در چندین تحقیق مورد توجه قرار گرفته که به شرح زیر می‌باشند.

نوغانی، فولادیان و ازغنی (1389) در مطالعه خود با عنوان؛ بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر رضایت از زندگی، در بین دانشجویان دانشگاه آزاد، به این نتیجه دست یافتند که بین متغیرهای سرمایه‌ی اجتماعی با میزان رضایت از زندگی رابطه مثبت معنادار وجود دارد و هرچه میزان سرمایه اجتماعی بیشتر باشد رضایت از زندگی نیز بیشتر است.

قلی زاده و شیروانی (1389)، با بررسی رابطه بین عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی با میزان رضایت از زندگی سالمندان اصفهان، نشان دادند که بین عوامل خانوادگی(62/0r=)،‌‌ عوامل ‌اجتماعی(62/0r= عوامل اقتصادی(66/0r=)،  استقلال‌فردی (52/0r=) و سطح سلامت جسمانی(18/0r=)، با رضایت‌مندی سالمندان از زندگی ارتباط معنی‌دار وجود دارد. 

ایمان، مرادی و رودبارکی (1387)، پژوهشی با عنوان بررسی تطبیقی سرمایه اجتماعی و سلامت روانی دانشجویان غیر بومی دانشگاه تهران و شیراز؛ به این نتیجه دست یافتند که احتمال ارتقای سلامت روانی دانشجویان تحت تأثیر متغیرهایی چون سرمایه اجتماعی، سن افراد، میزان درآمد خانوادگی و موقعیت آنها می‌باشد.   

سالارزاده و حسن‌زاده (1385)، با بررسی تأثیر میزان سرمایه اجتماعی بر رضایت شغلی معلمان به رابطه‌ی معنی‌دار بین سرمایه اجتماعی و رضایت شغلی پی بردند.

سعیدی و حسن‌زاده‌‌‌‌ (1384)، با بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی معلمان بر میزان رضایت‌مندی از خانواده، مدرسه و اجتماع دریافتند که سرمایه اجتماعی بر میزان رضایت‌مندی معلمان، تأثیر معنی‌دار می‌‌گذارد. تحلیل همزمانی شاخص‌های سرمایه اجتماعی و میزان رضایت‌مندی نشان می‌دهد که شاخص‌های مربوط به ابعاد عینی سرمایه اجتماعی (شبکه روابط اجتماعی) بیشترین تأثیر را بر روی رضایت‌مندی داشته‌اند. در کل، شاخص‌های سرمایه اجتماعی 82 درصد تغییرات واریانس رضایت‌مندی را تبیین می‌کند.

بهزاد (1381)، در بررسی خود تحت عنوان سرمایه اجتماعی بستری برای ارتقای سلامت روان، نشان دادند که چگونه سرمایه اجتماعی می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای سلامت روان در سطح روابط فردی و گروه اجتماعی قرار بگیرد و این‌که اجرای برنامه‌های ارتقای سلامت روان چگونه در ساختار سرمایه اجتماعی یک جامعه می‌تواند به اجرا درآید.

جاگودزینسکی (2010)، در پژوهشی به تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر رضایت از زندگی پرداخت و تلاش کرد به این سوال پاسخ دهد که بین آسیایی­ها و اروپایی­ها تفاوت معناداری وجود دارد. این پژوهش که بر اساس روش تحلیل ثانویه صورت گرفت نشان داد که این عوامل تأثیر معناداری بر رضایت از زندگی دارند اما بر حسب دو قاره تفاوت­های معناداری وجود دارد، مثلأ در آسیا در مقایسه با اروپا سرمایه­ی اقتصادی تأثیر بیشتری بر رضایت از زندگی دارد، یا غرور ملی به عنوان یکی از مؤلفه­های سرمایه­ی اجتماعی در آسیا بیش از اروپا بر رضایت از زندگی تأثیر دارد و سرانجام دینداری در آسیا تأثیر بیشتری بر رضایت از زندگی دارد.

 



[1]- Multon, Brown, & Lent

[2]- Zimmerman

[3]- Lee & Kao

[4]- Koufman & Gabler

[5]- Dumais & Ward

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۳۴
admin admin

1-6- تعریف مفهومی متغیرها

 

1-6-1- خودکارآمدی

باورهای خودکارآمدی عبارت است از، مجموعه قضاوت‌ها و باورها نسبت به توانایی‌های خود در انجام تکالیف خاص در موقعیت‌های خاص (بندورا، 1973،1977).

 

1-6-2- رضایت از زندگی

رضایت از زندگی، ‌نگرش فرد، ارزیابی عمومی نسبت به کلیت زندگی خود،‌ یا برخی از جنبه‌های زندگی هم‌چون زندگی خانوادگی،‌ و تجربه‌ی آموزشی است (دینر و همکاران،‌ 1999).

 

 

 

 

 

1-6-3- سرمایه فرهنگی

از نظر بوردیو (1977) سرمایه‌ی فرهنگی، گرایش‌ها و عادات دیرپا است که در طی فرایند جامعه‌پذیری حاصل می‌شوند و نیز اهداف فرهنگی ارزشمند مانند صلاحیت‌های تحصیلی و فرهیختگی را شامل می‌شود (آنهیر، یورگن و فرانک[1] ، 1993).

 

1-6-4- سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه پایداری از پیوندهای نهادی شده در میان افراد است که در یک گروه گرد آمده‌اند (بوردیو، 1983).

 

1-6-5- سرمایه اقتصادی

همه‌ی کالاهای مادی که در دسترس فرد قرار دارد، سرمایه‌ی اقتصادی او را تشکیل می‌دهد (دهقانی، اکبرزاده، خوش فر و ربانی، 1389). این کالاها می‌توانند از خانه، نوع و اندازه‌ی آن،‌ تا اتومبیل و کالاهای استفاده شده‌ی درون خانه مثل یخچال، تلویزیون و وسایل شخصی دانش‌آموز مانند لوازم تحریر، ‌اتاق شخصی و ... را دربرگیرند.

 

 

1-7- تعاریف عملیاتی متغیرها

 

1-7-1- خودکارآمدی

منظور، نمره‌ای است که آزمودنی از مقیاس خودکارآمدی موریس[2] (2001) کسب کرده است. این مقیاس دارای سه زیر مقیاس خودکارآمدی اجتماعی، خودکارآمدی هیجانی- عاطفی  و خودکارآمدی تحصیلی است.

 

 

1-7-2- رضایت از زندگی

منظور نمره‌ای است که فرد از طریق پاسخ‌گویی به مقیاس کوتاه شده چندگانه رضایت از زندگی دانش‌آموزان (BMSLSS)[3] ، به‌دست می‌آورد. این مقیاس دارای 5 ماده بوده و به ارزیابی افراد در 5 زمینه خانوادگی، دوستان، تجربه‌آموزشی، خود و محیط زندگی و قضاوت افراد در پنج زمینه مورد نظر می‌پردازد (هیوبنر، سولدو و والویس[4]، 2003).

 

1-7-3- سرمایه فرهنگی

منظور، نمره‌ای است که آزمودنی از پرسشنامه محقق‌ساخته بر گرفته از پرسشنامه نوغانی (1386) و نظریات بوردیو، با دو بعد کالاهای فرهنگی و رفتارها و رویه‌های فرهنگی به‌دست می‌آورد. علاوه بر این، از شاخص‌های زیر نیز برای سنجش رفتارها و رویه‌های فرهنگی استفاده شد:

- میزان مطالعه والدین در منزل بر حسب ساعت در شبانه روز

- بازدید اعضای خانواده از نمایشگاه‌های کتاب، موزه‌ها و نمایشگاه‌های فرهنگی هنری در طول سال

- میزان آگاهی و اطلاع والدین در مورد مسائل مربوط به کنکور، انتخاب رشته و ...

- میزان اهمیت تحصیلات و امور تحصیلی فرزندان در نزد والدین

 

1-7-4- سرمایه اجتماعی

در پژوهش حاضر نمره­ای که آزمودنی از پاسخ دادن به پرسشنامه محقق ساخته سرمایه اجتماعی کسب کرد به عنوان شاخص سرمایه اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این پرسشنامه با معرف­های مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و سنجیده شد.

 

 

 

1-7-5- سرمایه اقتصادی

جهت سنجش متغیر سرمایه اقتصادی، میزان دسترسی فرد به برخی امکانات مادی مورد نظر قرار گرفته و در قالب یک مقیاس پژوهشگر ساخته با سطح سنجش اسمی (دسترسی-عدم دسترسی) اندازه‌گیری شده است. بر این اساس سرمایه هر یک از افراد مورد بررسی نمره مشخصی بر روی مقیاس فوق کسب کرده‌ است،که معرف میزان سرمایه اقتصادی او بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مبانی نظری و تحقیقات پیشین

 

 

2-1- مبانی نظری

 

در این بخش، به­منظور مطالعه و بررسی تاریخچه و مبانی نظری، در ابتدا به بررسی مفهوم خودکارآمدی و رضایت از زندگی پرداخته می­شود. در ادامه نیز مفاهیم سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مورد مطالعه و بررسی قرار می­گیرند.

 

2-1-1- مفهوم خودکارآمدی

 مفهوم خودکارآمدی در مرکز نظریه شناختی اجتماعی آلبرت بندورا، قرار دارد که به باورها یا قضاوت‌های فرد در مورد توانایی‌های خود در انجام وظایف و مسئولیت‌ها اشاره دارد. بندورا (1986 و 1997)، بر این باور بود که خودکارآمدی یکی از مهم‌ترین عوامل تنظیم کننده رفتار انسان است. قضاوت‌های ناکارآمدی فرد در یک موقعیت، بیش‌تر از کیفیت و ویژگی‌های خود موقعیت فشارها را به وجود می‌آورند. افراد با خودکارآمدی کم، تفکرات بدبینانه درباره‌ی توانایی‌های خود دارند، بنابراین، این افراد از هر موقعیتی که بر اساس نظر آن‌ها از توانایی‌هایشان فراتر باشد، دوری می‌کنند در مقابل افراد با خودکارآمدی بالا، تکالیف سخت را به عنوان چالش‌هایی که می‌توانند بر آن‌ها مسلط شوند در نظر می‌گیرند (کارادیماس و کالانتزی ، 2004). در واقع منظور بندورا (1997) از باورهای خودکارآمدی، قضاوت‌هایی است که دربارة توانایی در زمینه سازمان‌دهی و انجام تکالیف خاص صورت می‌گیرد و میزان خودکارآمدی بیانگر آن است که یک شخص تا چه اندازه به توانایی خود برای دستیابی به یک هدف مشخص اطمینان دارد. باورهای خودکارآمدی بر الگوهای تفکر و واکنش‌های هیجانی انسان اثر می‌گذارند و در حقیقت، این باورها تعیین کننده‌ها و پیش‌بینی‌کننده‌های قوی میزان دستیابی به هدف نهایی هستند. برخی صاحب‌نظران مانند پاجارس (1996) و شانک[5] (1989) با انجام پژوهش خود دلایلی مبنی ‌بر صحت یافته‌های حاصل از پژوهش باندورا ارائه داده‌اند. براساس یافته‌های آن‌ها، افراد دارای خودکارآمدی بالا معمولاً در چهار حوزة مشخص، عملکرد بهتری نشان خواهند داد؛ اولین حوزه، انتخاب اهداف است.

این‌گونه افراد معمولاً اهداف سطح بالاتری را که مستلزم تلاش بیش‌تری است برای خود در نظر می‌گیرند. حوزة عملکردی دوم مربوط به تلاش و پشتکار است که مطابق با آن، اشخاص مداومت و تلاش بیش‌تری برای انجام تکالیف دارند و در هنگام انجام تکلیف نیز از راهبردهای مختلف یادگیری بیش‌تر استفاده می‌کنند. میزان بازبینی یادگیری، سومین حوزة مورد بحث است. افراد دارای باورهای خودکارآمدی بالا، به طور مرتب میزان پیشرفت خود را در رابطه با اهداف، بازبینی و در هنگام لزوم به انطباق و تغییر راهبردها اقدام می‌کنند.

آخرین حوزه، واکنش در مقابل شکست و ناکامی است. این افراد شکست را ناشی از کمبود تلاش (نه نداشتن توانایی) می‌بینند و همین امر، سبب می‌شود که از شکست ناراحت نشوند و تلاش خود را افزایش دهند. به‌طور خلاصه می‌توان گفت باندورا خودکارآمدی تکلیف را به عنوان اعتقاد فرد به این که می‌تواند با موفقیت رفتار خواسته شده را برای دستیابی به نتایج آن انجام دهد، می‌شناسد. موقعی که افراد احساس می‌کنند مهارت‌های لازم را دارند و نتایج مستقیماً به کیفیت عملکرد آن‌ها وابسته است، این باورهای کارآمدی بر اهداف و اعمالشان اثر خواهد گذاشت. باورهای خودکارآمدی از جمله باورهای خود است که به رفتار تحصیلی جهت می‌دهد. بندورا در نظریه شناختی اجتماعی خود (1993، 1997)، خودکارآمدی را مجموعه قضاوت‌ها و باورها نسبت به توانایی‌های خود در انجام تکالیف خاص در موقعیت‌های خاص تعریف کرده است. خودکارآمدی بر عقاید و باورهای افراد در اعمال کنترل بر عملکرد و رویدادهای مؤثر زندگی اشاره دارد. بر اساس نظریه‌ی شناختی اجتماعی، افراد با باورهای قوی نسبت به توانایی‌های خود، در مقایسه با افرادی که نسبت به توانایی‌های خود تردید دارند، در انجام تکالیف بهتر عمل می‌کنند (زلدین[6] و پاجارس، 2000). فال و مک‌لئود[7] (2001) معتقدند که باورهای خودکارآمدی میزان مقاومت و ایستادگی شخص در برابر موانع را نیز نشان می‌دهند و حاکی از این اعتقاد فرد هستند که وی قادر است در یک موقعیت به‌طور مؤثر عمل کند یا برعکس، در انجام کارهای خود نقش کمی داشته باشد. زمانی‌که افراد اعتقاد دارند توانایی‌هایشان برای انجام تکلیف بالاست پس شایستگی خود را برای رسیدن به موفقیت در آن تکلیف بالا ارزیابی می‌کنند و زمانی‌که تصور می‌کنند به‌دلیل ناتوان بودن، تلاش‌هایشان منجر به شکست می‌شود احساس عدم کفایت و شایستگی را تجربه خواهند کرد و در نتیجه در هنگام عملکرد اعتماد به‌نفس خود را از دست می‌دهند و در انجام تکلیف ناتوان می‌شوند (آشر و پاجارس، 2006). از دیدگاه باندورا، پاسترلی، باربارانلی و کاپرارا (1999) خودکارآمدی یک سازة چند بعدی می­باشد و باید در زمینه­های مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد. بر این اساس آنان سه حوزة اصلی را برای خودکارآمدی، شامل خودکارآمدی تحصیلی، اجتماعی و هیجانی در نظر گرفتند.

  خودکارآمدی تحصیلی با احساس توانایی فرد در مدیریت فعالیت­های یادگیری، تسلط بر موضوعات درسی و برآورده کردن انتظارات تحصیلی مرتبط است (موریس، 2001). همچنین، خودکارآمدی تحصیلی به منزلة اطمینان فرد از توانایی در انجام موفقیت­آمیز رفتارهای خودنظم­دهی تحصیلی است. یعنی به میزان تنظیم کردن راهبردهای فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در مراحل مختلف اشاره دارد- به عنوان مثال، برنامه­ریزی برای تکالیف، سازماندهی کارهای کلاسی و انجام آنها در موعد مقرر (زیمرمن[8]، 1990).

   خودکارآمدی اجتماعی، به معنی قابلیت­های فرد در برخورد با چالش­های اجتماعی، احساس توانایی در روابط با همسالان و توانایی اداره کردن ناسازگاری­های بین­فردی است (موریس، 2001). حس قوی خودکارآمدی اجتماعی باعث ایجاد ارتباطات مثبت می­شود، در حالی که عدم خودکارآمدی اجتماعی فرد را به سوی کناره­گیری و بیگانگی سوق می­دهد (باندورا و همکاران، 1999). فرد از طریق خودکارآمدی اجتماعی قادر است، ارتباطات اجتماعی خود را توسعه دهد تا زندگی­اش را لذت­بخش و فشارهای محیطی را مدیریت نماید.

  موریس (2001) خودکارآمدی عاطفی را این­گونه تعریف کرده است: توانایی ادراک شدة چیرگی بر هیجانات منفی توسط فرد. به عبارتی، باورهای خودکارآمدی عاطفی، به عنوان توانایی شخص برای تنظیم، و تعدیل هیجانات مناسب و دوری از حالت­های هیجانی منفی در شرایط معین به کار برده می­شود. به عبارتی دیگر، بازگشت به حالت طبیعی، وقتی که هیجانات منفی را تجربه می­کند. ممکن است اضطراب و هیجانات منفی، برای فرد کاهش عملکرد تحصیلی، ناسازگاری اجتماعی و خلق افسرده را در پی داشته باشد یا حتی خطر ابتلا به افسردگی و دیگر مشکلات مربوط به سلامت هیجانی را در وی افزایش دهد (والیس و آمستد، زولیگ و پاکستون[9]، 2008).

 ساوولاینن[10] (2002) خودکارآمدی را برخورداری از توانایی برای انجام کارها در موقعیت‌های مختلف زندگی تعریف می‌کند. مادوکس[11] (2000) باورهای خودکارآمدی را به‌عنوان عقاید شخص برای هماهنگ کردن مهارت با توانایی‌ها به‌منظور دست‌یابی به اهداف مطلوب در شرایط و حوزه‌های خاص تعریف می‌کند. نظریه پردازان شناختی معتقدند که باورهای خودکارآمدی یا قضاوت­های افراد در مورد توانایی‌هایشان، مسیر فعالیت و جریان عملکردهای افراد را مشخص و سازماندهی می‌کند (بندورا، 1986) به­گونه‌ای که نگرش افراد به توانایی‌هایشان، روی رفتار به شیوه‌های مختلف از جمله روی انتخاب‌هایشان تأثیر می‌گذارد و موجب می‌شود افراد جریان عمل را دنبال یا قطع کنند. افراد به تکالیفی مشغول می‌شوند که احساس می‌کنند شایستگی‌اش را دارند و مطمئن هستند که می‌توانند انجام دهند و از کارهایی که احساس می‌کنند نمی‌توانند انجام دهند یا در آن موفقیت مورد انتظار را به­دست نمی‌آورند، پرهیز می‌کنند (کرامتی، 1380؛ پاجاریس و شانک، 2001؛ فال و مک­لئود، 2001).

   در مقابل مشکلاتی که در زندگی برای انسان­ها رخ می­دهد، هر یک از افراد عوامل خاصی را مؤثر می­دانند. عده­ای شانس، سرنوشت و نیروهای بیرونی را عامل مهم در شکل­گیری زندگی خود می­دانند و دسته­ای دیگر، نیروهای درونی مانند میزان تلاش و تصمیمات خود را در انجام فعالیت­ها مهم به­شمار می­آورند. اشخاصی که خودکارآمدی بالایی دارند، برای کسب نتیجه مطلوب، فرایندهای شناختی و هیجانی­شان را هماهنگ کرده و مکان کنترل در آنها درونی است (نیل ، 2006).

 

  باورهای خودکارآمدی افراد نقش مهمی در چگونگی نگرش آنها به شرایط مختلف دارند. این باورها  تعیین­ می­کنند که افراد چگونه احساس، فکر و رفتار ­کنند (بندورا و شانک، 1981).

از نظر بندورا (1997)، باورهای خودکارآمدی، نتیجه فرایندهای یادگیری هستند. روابط اجتماعی که بر پایه چهار منبع مهم اطلاعاتی قرار دارند، نقش مهمی را در این فرایندهای یادگیری دارند (برویرز و تومیک، 2000). بندورا (1997)، چهار منبع اصلی اطلاعات را تجارب عملکردی[12]، متقاعدسازی کلامی[13] ، تجارب نیابتی[14] و علائم فیزیولوژیکی[15] می­داند.

 مؤثرترین و با نفوذترین منبع خودکارآمدی، تفسیری است که فرد از عملکرد گذشته‌اش یا تجارب موفقیتش دارد. افراد در کارها و فعالیت­هایی که مشغول می‌شوند، نتیجه اعمالشان را تفسیر می‌کنند و از این تفسیرها برای گسترش باورها و عقاید درباره توانایی­شان برای درگیر شدن در کارها و فعالیتهای بعدی استفاده می‌کنند. معمولا نتایجی که به‌عنوان نتایج موفق تفسیر می‌شوند، خودکارآمدی را افزایش می‌دهند و آن دسته که به عنوان نتایج ناموفق تفسیر می‌شوند، آن را کاهش می‌دهند (پاجاریس، 2002؛ تباریز­ استراتون، 2005؛ لن، لن و کیپرانو[16]، 2004 ؛ برویرز و تومیک، 2000).

افراد علاوه بر تفسیر نتایج اعمال­شان، باورهای خودکارآمدی­شان را از طریق تجربه جانشینی یعنی مشاهده اجرای اعمال دیگران، شکل می‌دهند (بندورا، 1989). از نظر بندورا (1994)، مشاهده فرد از اینکه افرادی مشابه خودش، با تلاش پیگیر، به دستاوردهای موفقی نائل می‌شوند، این اعتقاد را در فرد تقویت می‌کند که او نیز دارای قابلیت‌هایی است که می‌تواند از عهده فعالیت‌های مشابه به نحو موفقیت‌آمیزی برآید. همین­طور وقتی مشاهده­گر می­بیند کسی قابلیت­ها و توانایی­های او را دارد و شکست می­خورد، انتظار خودکارآمدی در او اُفت می­کند و تلاش کمتری به خرج می­دهد. زیرا انتظار دارد شکست و ناکامی به استقبالش بیاید (ریکمن[17]، 2008).

 

 بندورا (1989) اظهار می‌دارد که افراد از طریق ترغیب و تشویق دیگران نیز می‌توانند متقاعد شوند که دارای مهارت‌ها و قابلیت‌های لازم برای موفقیت می‌باشند. تشویق کلامی دیگران به فرد کمک می‌کند تا تلاش بیشتری به‌کار ببرد و پشتکار مورد نیاز برای موفقیت را تداوم بخشد و این امر به رشد پیوسته مهارت­ها و کارآمدی شخصی منجر می‌شود (پاجاریس، 2002؛ برویرز و تومیک، 2000؛ کراین[18]، 2000).

واکنش‌های هیجانی و روانی و حالات فیزیولوژیکی نسبت به شرایط و وضعیت‌های مختلف، نیز نقش مهمی در خودکارآمدی فرد ایفا می­کند. بندورا (1994) اذعان می‌دارد که نه‌ تنها شدت واکنش‌های هیجانی و فیزیولوژیکی، بلکه چگونگی درک و تفسیر آن نیز اهمیت دارد. با یادگیری به حداقل رساندن میزان استرس به ‌هنگام مواجهه با وظایف دشوار و چالش‌برانگیز، می‌توان حس خودکارآمدی را تقویت کرد (زیگلر[19]، 2005).

   به­ طور خلاصه، به ­منظور دستیابی به احساس کارآمد بودن، یک فرد می­تواند مهارت یا عملی را به­ طرز موفقیت­آمیزی به انجام برساند، شخص دیگری را مشاهده کند که در انجام تکلیف موفق بوده است، بازخوردی مثبت از انجام یک عمل کسب کند یا به نشانه­ها و علائم فیزیولوژیکی اعتماد کند (زولکاسکی[20]، 2009).

 

2-1-2- رضایت از زندگی

ابرهام مازلو[21] به عنوان یک روان­شناس، نیازهای انسانی را از غرائزی می‌داند که در حیوانات یافت نمی‌شود. اغلب علمای روان‌شناس درباره نیازها سخن گفته‌اند، اما نظریه مازلو درباره نیازها و سلسله مراتب نیازها[22] در انسان از اهمیت خاصی برخوردار است. بر اساس این نظریه نیازهای انسانی به پنج دسته به این ترتیب تقسیم می‌شوند: 1. نیازهای فیزیولوژیک 2. نیاز به امنیت 3. نیازهای اجتماعی 4. نیازهای من یا صیانت ذات، نیاز به احترام 5. نیازهای به خودیابی و تحقق خویشتن. مازلو در نظریه سلسله مراتب نیازها، مفهوم رضایت را مترادف با ارضاء و تأمین نیازها می‌داند. ارضای نیاز شامل حالاتی مانند نیرومندی، چالاکی، لذت و پاداش است . پس از ارضای یک سطح از نیازها، نیازهای سایر سطوح، اهمیت پیدا می کنند و آنها خواهند بود که بر رفتا ر شخص تسلط خواهند یافت تا به پایین ترین سلسله مراتب برسیم (مندوزا و ناپولی[23]، 1995).

به طور عادی و معمولی در جامعه پاره ای از نیازهای اساسی افراد ارضا می شود و پاره ای دیگر ارضا نشده باقی می‌ماند. به زعم مازلو درصد رضایت افراد در برآوردن نیازها به تدریج افزایش پیدا می کند و با گذشت زمان درصد ارضای نیاز بیشتر می‌شود و این امر با انتظارات افراد رابطه مستقیم دارد (مازلو، 1995).

در این راستا اوزر و کاربولوت[24] (2003)، اظهار می‌دارند رضایت از زندگی از طریق مقایسه نیازهای افراد با دارایی‌هایشان کسب می‌گردد. هرچه این نیازها با داشته‌ها تطبیق بیشتری داشته باشد، رضایت افراد از زندگی نیز در سطح بالاتری قرار می‌گیرد.  

نظریه­ی مهم دیگری که در خصوص رضایت از زندگی مطرح است، نظریه کنش متقابل[25] پارسونز است. اساس چارچوب نظری بر این ایده است که اجتماع نظام یافته یا جمعی شده اعضای جامعه را گرد هم آورده و از طریق این تجمیع به آنها توانایی می­دهد تا از منافع مشترک خود در مراحل مختلف (از انطباق تا حفظ الگو ) دفاع کنند و به تأمین نیازها و تحقق اهداف و در نهایت رضایت از زندگی بپردازند (ریتزر، 2004).

از جمله نظریه های مطرح دیگر در حوزه روان شناسی اجتماعی، نظریه های بیگانگی اجتماعی[26] است . باید خاطر نشان ساخت که نظریه های اجتماعی که دربارة بیگانگی مطرح شده اند تلویحاً در برگیرنده مقوله رضایت از زندگی هم هستند . به عبارت دیگر، می توان احساس بیگانگی اجتماعی را تلویحاً به معنای تبیین نارضایتی و عدم بهروزی به شمار آورد . به عبارت دیگر، بیگانگی اجتماعی به طور کلی به معنای بیگانگی فرد از جنبه های اصلی وجود اجتماعی اش بوده و به طور ضمنی، مبین نارضایتی ناخرسندی است (محسنی تبریزی، 1973، به نقل از گودرزی 1378).

 

لوئیس کریزبرگ (1973 به نقل از نوغانی، 1389)، با استفاده از نظریه‌های متعدد، سه منشاء اساسی را برای نارضایتی تعیین می‌نماید. این سه منشاء اجمالأ بر یک نکته توافق دارند؛ که منشاء نارضایتی را باید در نابرابری و ارزیابی ناشی از آن جستجو کرد. این سه نگرش متفاوت را می‌توان به این گونه دسته‌بندی کرد: نگاه اول بر اهمیت محرومیت مطلق در افراد تأکید می‌کند. نگاه دوم بر ناسازگاری بین موقعیت‌های متفاوتی که افراد در زندگی اجتماعی خود با آن مواجه‌اند تأکید می‌کند و نگاه سوم به تغییراتی که در طول زمان در آنچه مردم دارند و آنچه تصور می‌کنند باید داشته باشند، اشاره دارد. رضایت از زندگی، ‌نگرش فرد، ارزیابی عمومی،‌ نسبت به کلیت زندگی خود،‌ یا برخی از جنبه‌های زندگی هم‌چون زندگی خانوادگی،‌ و تجربه‌ی آموزشی است (دینر و همکاران‌ 1999).

تجربه شادکامی و رضایت از زندگی هدف برتر زندگی به شمار می‌رود و احساس غم و ناخرسندی اغلب مانعی در راه انجام وظایف فرد شمرده می‌شوند (آناس[27]، 1993، به نقل از بیانی،1386). رضایتمندی نوجوانان و جوانان از زندگی زمینه‌ساز گسترش رضایت آنان به حوضه‌های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. پژوهش‌های انجام شده در زمینه رضایت از زندگی در بین نوجوانان نشانگر آن است که رضایت از زندگی و تلقی مثبت از زندگی در گروه سنی دانش‌آموزان کاملأ متفاوت از بزرگسالان است و مستلزم مؤلفه‌های ویژه این گروه سنی است (زکی،1386). در تحقیقاتی که در خارج از کشور و هم‌چنین در ایران انجام شده است رضایت از زندگی در بین این گروه سنی را شامل پنج مؤلفه رضایت از خود، خانواده، دوستان، مدرسه و محیط زندگی دانسته‌اند (شیخ الاسلامی و احمدی، 1389).


2-1-3- سرمایه فرهنگی

مفهوم سرمایه فرهنگی را برای اولین بار پیر بوردیو[28]، برای تحلیل این‌که چگونه فرهنگ و تحصیلات تعامل دارند و در بازتولید اجتماعی سهیم هستند، به‌کار برده است (بوردیو، 1984). بوردیو در اوایل دهه­ی 1960 مفهوم سرمایه فرهنگی را به کار برد تا نشان دهد که برای تبیین نابرابری­های آموزشی تنها استفاده از سرمایه اقتصادی کافی نیست بلکه بیشتر از عوامل اقتصادی، عادت­واره­های فرهنگی و خصلت­های به ارث برده شده از خانواده هستند که نقش بسیار مهمی در موفقیت­های مدرسه دارند (بوردیو و پسرون، 1979). بوردیو برداشتی از طبقه را ارائه می‌دهد که فراتر از مفهوم طبقه از دیدگاه مارکس است. وی بر خلاف مارکس، که طبقه را نظامی از حقوق مادی می‌داند، برداشت پیچیده‌ای از طبقه مطرح می‌کند که انواع سرمایه، یعنی سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی را در بر می‌گیرد. از نظر بوردیو سرمایه فرهنگی قابل تفکیک به سه مقوله‌ی، سرمایه فرهنگی لحاظ شده، سرمایه فرهنگی عینی و سرمایه فرهنگی نهادینه شده است (نوغانی، 1386). ویژگی بارز نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو، تحلیل ساز و کار موفقیت‌های تحصیلی با عنایت به میزان برخورداری گروه‌ها و طبقات اجتماعی از این سرمایه می‌باشد. دانش‌آموزانی که سرمایه فرهنگی بیش‌تری دارند­ دانش‌آموزان خانواده‌هایی که مهارت و برتری‌های فرهنگی مسلط را در اختیار دارند بهتر می‌توانند قواعد بازی را رمزگشایی کنند و مهارت‌ها و برتری‌های فرهنگی را که در مدارس پاداش می‌گیرند در خود پرورش دهند، بنابراین بهتر می‌توانند به سطوح بالای تحصیلی برسند (اشافنبرگ و مس[29]،1997). از نظر بوردیو (1977) سرمایه‌ی فرهنگی، گرایش‌ها و عادات دیرپا است که در طی فرایند جامعه‌پذیری حاصل می‌شوند و نیز اهداف فرهنگی ارزشمند مانند صلاحیت‌های تحصیلی و فرهیختگی را شامل می‌شود (آنهیر و همکاران 1993). بوردیو سرمایه‌ی فرهنگی را دارای سه مؤلفه می‌داند؛ این مؤلفه‌ها عبارتند از الف( سرمایه فرهنگی محاط شده: نشان‌دهنده‌ی چیزهایی است که افراد می‌دانند و می‌توانند انجام دهند. توانایی‌های بالقوه که به تدریج بخشی از وجود افراد شده‌اند. ب( سرمایه فرهنگی عینی: مثل کالاهای فرهنگی و اشیای مادی از قبیل کتاب، نقاشی و آثار هنری. پ( سرمایه‌ی فرهنگی نهادینه‌ شده: مانند صلاحیت‌های تحصیلی که در قالب مدارک و مدارج تحصیلی نمود عینی پیدا می‌کنند و به آن‌ها از نظر قانونی و عرفی ارزش اجتماعی و تعریف شده می‌دهد (نوغانی، 1386).

بوردیو نیز همچون برنشتاین دیدگاهی دورکیمی در فرهنگ دارد. به اعتقاد آن­ها، منبع نابرابری در جامعه بیشتر ماهیت فرهنگی دارد تا اقتصادی و فاصله بین فرهنگ مدرسه و خاستگاه اجتماعی_اقتصادی کودک، عامل مهمی در تعیین موفقیت کودک در نظام آموزشی محسوب می­شود. اما برنشتاین، بیشتر به مسئله­ی قدرت و شیوه­های انتقال آن توجه دارد و بوردیو بیشتر به شرایط ساختاری که انتقال قدرت در چارچوب آن صورت می­گیرد (شارع­پور و خوش­فر، 1381).

مفهوم سرمایه فرهنگی از نظر بوردیو را تنها زمانی می­توان به خوبی درک کرد که آن را در دستگاه نظری وی در نظر بگیریم. محرک اصلی نظریه بوردیو، علاقه­اش به از میان برداشتن آن چیزی است که خودش ضدیت کاذب میان عینیت­گرایی و ذهنیت­گرایی و یا به تعبیر او ضدیت بیهوده میان فرد و جامعه می­انگارد. وی به جای مفاهیم سنتی جامعه­شناسی مثل ساختار و عاملیت مفاهیم میدان و عادت­واره را به کار می­برد. به عقیده وی میان میدان و عادت­واره رابطه دیالکتیکی وجود دارد و در حالی که عادت­واره در ذهن کنشگر وجود دارد، میدان در خارج از ذهن آن­ها جای دارد (ریتزر، 1381). مفهوم سرمایه و مخصوصأ سرمایه فرهنگی تنها در کنار مفهوم میدان معنی می­یابد. میدان عرصه­ای اجتماعی است که مبارزه­ها با تکاپوها بر سر منابع و منافع و دسترسی به آنها در آن صورت می­پذیرد. میدان نظام ساخت­یافته موقعیت­هایی است که توسط افراد یا نهادها اشغال می­شود که ماهیت آن تعریف کننده­ی وضعیت برای دارندگان این موقعیت­هاست (جنکیز، 1385). میدان­ها بازارهایی برای سرمایه­های خاص هستند که در آن­ها عاملان اجتماعی بنا بر استعدادهای خاص خود در انواع سرمایه­ها می­اندیشند و عمل می­کنند (شویره و فونتن، 1385). سرمایه فرهنگی به عنوان صلاحیت در فرهنگ پایگاه­ها، ایده­ها و گرایش­ها تعریف می­شود و اغلب مکانیسم مهمی در بازتولید سلسله ­مراتب اجتماعی در نظر گرفته می­شود (روح­الامینی، 1374). این سرمایه نقش بسیار مهمی در اندیشه­های بوردیو ایفا می­کند. سرمایه فرهنگی شامل: سلیقه­های خوب، شیوه و راه و رسم پسندیده، پیچیدگی شناختی و شناختن و توانایی پذیرش محصولات مشروع از قبیل هنر، موسیقی کلاسیک، تئاتر و ادبیات و تسلط یافتن بر هر نوع از نظام نمادین است (فاضلی، 1382: 38). بوردیو تأثیر سرمایه فرهنگی بر مصرف، فعالیت و سبک زندگی فرهنگی افراد را با توسل به نظریه­ی تمایز بیان می­کند. مطابق این نظریه دارندگان سرمایه فرهنگی زیاد، خود را با فرهنگ و هنر متعالی از بقیه جدا می­کنند. داشتن سرمایه فرهنگی بیشتر، به معنای داشتن توان شناختی بالاتر است و چنان­که ورفهوست نشان داده است گرایش به فرهنگ و هنر متعالی ناشی از شایستگی ارتباطی بیشتر دارندگان این ظرفیت شناختی و کنجکاوی بیشتر ایشان برای رمزگشایی از محصولات فرهنگی است. بدین ترتیب سرمایه فرهنگی، از مسیری فردی- ذهنی و نه بر اساس راهبردهای اجتماعی- مبارزه­جویانه سبب گرایش افراد به سبک زندگی خاص می­شود (فاضلی، 1382: 39-38).

سه منبع سرمایه فرهنگی از نظر بوردیو عبارتند از: خانواده، طبقات اجتماعی و آموزش و پرورش. انباشت سرمایه فرهنگی در افراد از طریق این سه منبع سبب بروز تفاوت­هایی در دارندگان سرمایه فرهنگی و کسانی که فاقد آن هستند، می­شود. بحث اصلی بوردیو در مورد سرمایه فرهنگی، در ارتباط با طبقات اجتماعی است. به عقیده بوردیو این طبقات اجتماعی بالا هستند که سرمایه فرهنگی خاصی را در سلسله مراتب قشربندی اقتصادی به خود اختصاص داده­اند، به­ نحوی که افرادی که در سلسله مراتب اجتماعی و اقتصادی بالاتر قرار دارند، نوع مصرف کالاهای فرهنگی، ارائه روش­ها، منش­ها و الگوهای متفاوتی دارند و از نظر تحصیلی نیز، فرزندان طبقات بالا هستند که بیشتر به سرمایه فرهنگی دست می­یابند. افراد این طبقات به واسطه­ی برخورداری از امکانات بیشتر، نوع سلیقه و ذائقه­های متفاوت در بازدید از نمایشگاه­های فرهنگی، خرید کتاب، مسافرت­ها، و به طور کلی، دستیابی به امکانات و لوازم فرهنگی، از منزلت برتری برخوردارند. بوردیو معتقد است که طبقه و فرهنگ، به صورت عمودی رتبه­بندی شده و یکدیگر را تقویت می­نماید. فرهنگ طبقات بالا، در ظاهر، به خاطر برتری خود و در واقع به خاطر تسلط طبقه حاکم، فرهنگی متمایز و قابل تشخیص می­گردد. از طرف دیگر، فرهنگ به ایفای تمایزات طبقاتی کمک کرده و همانند سرمایه­های مادی و اقتصادی، به فرصت­های زندگی افراد شکل می­دهد (سمیعی، 1379).      

به اعتقاد اریکسون تحلیلی که بوردیو درباره فرهنگ و طبقه انجام داده است تحلیل کاملی نیست، چون وی به دو بعد مهم ساختار اجتماعی یعنی شبکه اجتماعی و ارتباطات اجتماعی موجود در محیط­­های کار توجه نکرده است (اریکسون، 1996: 217). اریکسون معتقد است بوردیو در مدلی که درباره­ی طبقه در کتاب تمایز ارائه داده است تنها از سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی استفاده کرده است و شکل سوم سرمایه یعنی سرمایه اجتماعی را از قلم انداخته است. اریکسون برای سرمایه اجتماعی ارزش زیادی قائل است، از نظر وی این سرمایه، سرمایه­ای است راجع به اعتبار، احترام و پیوندهای اجتماعی. وی با اشاره به تحقیقات قبلی نشان می­دهد که شبکه­های اجتماعی در مقایسه با طبقه تأثیر بیشتری بر فرهنگ دارند (اریکسون، 1996: 218). علاوه بر این به نظر اریکسون، مسئله دیگری که در کار بوردیو وجود دارد مربوط به سرمایه فرهنگی است. بوردیو استدلال کرده است که ژانرهای (دسته­های) فرهنگی و محتوایشان از نظر منزلت دارای تمایز سلسله مراتبی هستند و افراد طبقه بالا، فرهنگ طبقاتی بالاتری دارند. اما اریکسون با مثال آوردن از کارهایی که در آمریکای شمالی توسط پژوهشگران مختلف از جمله لامونت (1992)، انجام شده است، نشان داده است که بدون شک افراد دارای منزلت بالا نسبت به افراد دارای منزلت پایین از فرهنگ متعالی بیشتری استفاده می­کنند، اما واقعیت این است که این افراد ذائقه­هایشان را تنها به فرهنگ متعالی محدود نمی­کنند، بلکه از ژانرهای فرهنگی متنوعی استفاده می­کنند. به عبارت دیگر، نوع ژانرها و تمایز دقیق میان ذائقه­ها نیست که ذائقه­های طبقات بالا و پایین را از هم جدا می­کند بلکه تنوع و تعداد ذائقه­هاست که چنین می­کند. با الهام از این کارهای انجام شده، اریکسون معتقد است که نابرابری فرهنگی بیش از آن که به شکل سلسله مراتبی باشد، داشتن آگاهی درباره­ی ژانرهای فرهنگی است. در واقع کسانی که از نظر فرهنگی در سطح بالایی هستند از آگاهی مناسبی درباره­ی ژانرهای گوناگون برخوردارند (اریکسون، 1996).  

هایس، اصطلاح سرمایه­ی فرهنگی را بازنمای جمع نیروهای غیر اقتصادی مانند زمینه­ خانوادگی، طبقه اجتماعی سرمایه­گذاری­های گوناگون و تعهدات نسبت به تعلیم و تربیت، منابع مختلف و مانند آنها دانسته که بر موفقیت آکادمیک (علمی یا تحصیلی) تأثیر می­گذارد. تمرکز اصلی تئوری سرمایه فرهنگی این است که فرهنگ از طریق سیستم آموزشی که بازتاب فرهنگ طبقه حاکم است، انتقال می­یابد و تشویق می­شود و در نهایت موجب بازتولید همان فرهنگ خواهد شد (روحانی، 1388).

به اعتقاد تراسبی یکی از ابزارهای پرکردن شکاف میان علم اقتصاد و فرهنگ، مطرح نمودن رهیافتی برای بازنمایی پدیده­های فرهنگی است که ویژگی­های ذاتی این پدیده­ها را طوری در بر می­گیرد که هم در گفتمان اقتصادی و هم در گفتمان گسترده فرهنگی قابل درک است. وی معتقد است که چنین ابزاری به وسیله مفهوم سرمایه­ی فرهنگی فراهم می­شود. وی سرمایه­ی فرهنگی را نوعی دارایی تعریف کرده است که مجسم کننده، ذخیره کننده یا تأمین کننده­ی ارزش فرهنگی علاوه بر هرگونه ارزش اقتصادی است که می­تواند داشته باشد (تراسبی، 1382). تراسبی میان سرمایه فرهنگی و سرمایه معمولی تمایز قایل می­شود و معتقد است که سرمایه فرهنگی، هم ارزش فرهنگی می­آفریند و هم ارزش اقتصادی، اما سرمایه معمولی تنها ارزش اقتصادی می­آفریند. از سوی دیگر وی معتقد است که سرمایه فرهنگی می­تواند به دو شکل وجود داشته باشد:

الف) سرمایه فرهنگی ملموس: چنین سرمایه­ای شاید واجد همان ویژگی­های ظاهری سرمایه مادی یا انسانی باشد. مثل سرمایه فیزیکی (مادی) که به وسیله فعالیت­ انسانی به وجود می­آید، در دوره­ای از زمان می­پاید، اگر دوام نیابد می­تواند از بین برود، به مرور زمان موجب جریانی از خدمات شود، می­تواند از طریق سرمایه­گذاری منابع جاری در تولید آن افزایش یابد، معمولأ می­تواند خرید و فروش شود و دارای ارزش مالی قابل اندازه­گیری است. ارزش فرهنگی آن خواه به صورت موجودی، یا جریان را می­توان نیز با استفاده از انواع شاخص­ها یا ضابطه­های ارزش فرهنگی تعیین کرد. سرمایه فرهنگی در این شکل می­تواند به صورت بناها، مکان­ها، مناطق، آثار هنری مثل نقاشی­ها و مجسمه­ها، مصنوعات و نظایر آن باشد.

ب) سرمایه فرهنگی ناملموس: این نوع از سرمایه به صورت سرمایه معنوی و به شکل ایده­ها، اعمال، عقاید و ارزش­هایی است که در یک گروه مشترک است. این صورت از سرمایه فرهنگی به شکل آثار هنری از قبیل موسیقی و ادبیات نیز وجود دارد که کالاهای عمومی هستند. در این معنا موجودی سرمایه معنوی می­تواند بر اثر بی­توجهی از بین برود یا از طریق سرمایه­گذاری جدید افزایش یابد. این موجودی هم به مرور زمان موجب پیدایش جریانی از خدمات می­شود، و هم حفظ سرمایه معنوی موجود و هم آفرینش سرمایه جدیدی از این نوع، نیازمند منابع است (تراسبی، 1382). تراسبی سعی دارد که با ارائه مثال­های مختلفی به ارزش اقتصادی و فرهنگی و رابطه میان آنها در زمینه­ی سرمایه­های ملموس و ناملموس بپردازد. یکی از مثال­هایی که در زمینه­ی رابطه­ی ارزش اقتصادی و فرهنگی ارائه می­دهد، مثال یک بنای تاریخی است. به نظر وی یک بنای تاریخی می­تواند دارای ارزش اقتصادی باشد که وجود فیزیکی آن به عنوان یک بنا، صرفأ از ارزش فرهنگی آن ناشی می­شود. ولی ارزش اقتصادی این دارایی می­تواند تا حد زیادی، به دلیل ارزش فرهنگی آن افزایش یابد. بنابراین میان این­دو یک رابطه علی برقرار است. ممکن است ارزش فرهنگی موجب ارزش اقتصادی شود. بنابراین، ممکن است یک بنای تاریخی ارزش فرهنگی را مطابق یک یا تعداد بیشتری از معیارهای پیشنهادی قبلی مجسم کند و در عین حال به عنوان یک دارایی واجد ارزش اقتصادی باشد که هم از محتوای فیزیکی آن ناشی می­شود و هم از محتوای فرهنگی آن. از طرف دیگر سرمایه فرهنگی ناملموس، رابطه­ی متفاوتی میان ارزش فرهنگی و اقتصادی دارد. برای مثال موجودی موسیقی و ادبیات، یا موجودی اداب و رسوم و عقاید، یا موجودی زبان، ارزش فرهنگی زیادی دارند ولی هیچ­گونه ارزش اقتصادی ندارند، زیرا نمی­توانند به عنوان دارایی داد و ستد شوند، مگر زمانی که حقوق مربوط به عایدات آتی (برای مثال حق امتیاز ادبی یا موسیقیایی) خرید و فروش شود. در عوض، این موجودی­ها موجب پیدایش جریان­های خدمات می­شوند که هم ارزش اقتصادی و هم ارزش فرهنگی دارایی­ها را به وجود می­آورند. در اینجا هم، بخشی از ارزش اقتصادی چنین جریان­هایی در چارچوب­هایی کاملأ فیزیکی یا مکانیکی وجود دارد، یعنی در قالب کالاهای عمومی که بنا به دلایل کاملأ اقتصادی تقاضا می‌شوند.

به نظر تراسبی سرمایه فرهنگی در جاهایی دیگر نیز کاربرد دارد: مثلأ در زبان عامیانه، این مفهوم عبارت است از اشاره به ادعاهای شهرهای گوناگون درباره­ی برتری در جایگاه فرهنگی عام یا خاص. به نظر وی تثبیت شده­ترین کاربرد مفهوم سرمایه فرهنگی به احتمال زیاد در جامعه­شناسی و مطالعات فرهنگی متأثر از بردیو است که بعدأ ایده­هایش به حوزه­های دیگری مثل نقد ادبی، اقتصاد سیاسی و مردم­شناسی و آموزش و پرورش گسترش یافته است. هنگام استفاده از سرمایه فرهنگی در آموزش و پرورش این مفهوم با مفهوم سرمایه اجتماعی در هم تنیده می­شود که کسانی مثل خود بوردیو، کلمن و پاتنام به آن پرداخته­اند. تراسبی کاملأ معتقد است که هم مفهوم بردیو راجع به سرمایه فرهنگی و هم حداقل برخی تصاویر سرمایه اجتماعی، به ویژگی­های افراد مربوط می­شوند و به معنای دقیق کلمه به ایده­ی سرمایه­ی انسانی که در علم اقتصاد به کار می­رود، نزدیک می­شوند (تراسبی، 1382).

نظریه­پرداز دیگری به نام استونز معتقد است که سرمایه فرهنگی، شامل انباشت ارزش­ها و نمودهای فرهنگی و هنری ارزش­مند، صلاحیت­های تحصیلی و آموزش رسمی، تمایلات و عادات دیرینی است که در فرآیند جامعه­پذیری و فرهنگ­پذیری حاصل می­شوند. در مواردی نیز، سرمایه فرهنگی را مجموعه نمادها، منشأها و شیوه­های زبانی، مدارک آموزشی، ذوق و سلیقه­ها تعریف کرده­اند. علاوه بر این سرمایه فرهنگی به شیوه­های زندگی خاصی که در روند آموزش­های رسمی و خانوادگی در افراد تثبیت می­یابد، اشاره دارد. همچنین، ظرفیت شناخت افراد در کاربرد لوازم فرهنگی را در بر می­گیرد. کاربرد ابعاد گوناگون سرمایه فرهنگی موجب تفاوت در نحوه زندگی و بروز سلیقه­های گوناگون می­شود و به تبع آن تفاوت در کسب موقعیت­های برتر اجتماعی و استفاده از انواع امکانات از قبیل کتاب، روزنامه، سینما و انواع ورزش­های خاص طبقات بالای اجتماعی مانند اسب­سواری، گلف و مانند آن را موجب می­شود. در واقع، استفاده کنندگان از سرمایه­ی فرهنگی در قشربندی اجتماعی، در طبقه­ی بالای اجتماع قرار می­گیرند و دارندگان امتیازات اقتصادی که در طبقه­ی بالای جامعه قرار دارند، به راحتی به ابعاد گوناگون سرمایه­ی فرهنگی دسترسی دارند (استونز، 1379).



[1] Anheir, Jorgen & Frank

[2] Muris

[3] Brief Multidimensional Students’ Life Satisfaction Scale

[4] Huebner, Suldo & Valois

[5] Schunk

[6] Zeldin

[7] Fall & McLeod

[8] -Zimmerman

[9] -Valois, Umstattd, Zullig & Paxton

[10] Savolainen

[11]- Maddux

[12] Performance accomplishments

[13] Verbal persuasion

[14] Vicarious experiences

[15] Physiological states

[16] Lane, Lane & Kypriano

[17] Ryckman

[18] Crain

[19] Ziegler

[20] Ziolkowski

[21] Maslow

[22] Hierarchy of needs

[23] Mendoza & Napoli

[24]- Ozer & Karabulut

[25] Interaction theory

[26] Theory of social alienation

[27] Annas

[28] Bourdieu

[29]- Aschaffenburg & Mass

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۳۳
admin admin